جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

سرویس پایداری جوانان ایرانی: اول اسفندماه ۱۳۶۴ یک فروند هواپیمای فوکر اف ۲۷ (فرند شیپ) ایرانی مورد حمله دو فروند جنگنده بعثی قرار گرفت و همه ۵۰ سرنشین آن به شهادت رسیدند. این هواپیمای غیرنظامی، حامل آیت‌الله محلاتی نماینده امام در سپاه، جمعی از نمایندگان مجلس و مسئولانی از قوه قضائیه بود که در پی انجام عملیات والفجر ۸ برای سرکشی به جبهه‌ها عازم اهواز شده بودند. این حادثه در حالی صورت پذیرفت که فرند شیپ هواپیمایی غیرنظامی بود. اما ستون پنجم و ضد انقلاب از پیش ماهیت مسافرانش را به اطلاع دشمن رسانده بودند. میگ‌های بعثی دو بار این هواپیمای کوچک را مورد هدف قرار دادند که بار دوم منجر به انهدام و سقوطش شد. به مناسبت سالروز این فاجعه تاریخی، مروری به چگونگی انجام آن می‌اندازیم.

۴۹ همراه

اسفند ماه ۶۴ که از راه رسید، عملیات والفجر ۸ بعد از روز‌ها تکاپو و پاتک‌های سنگین دشمن، با قدرت ادامه داشت. آیت‌الله محلاتی به عنوان نماینده امام در سپاه تصمیم گرفت برای سرکشی به جبهه‌ها، عازم اهواز شود. در این سفر هشت تن از نمایندگان مجلس به نام‌های حجج اسلام ابوالقاسم رزّاقی، سید نورالدین رحیمی، غلامرضا سلطانی، مهدی یعقوبی، ابوالقاسم موسوی دامغانی، محمد کلاته‌ای، علی معرفی‌زاده و سیدحسن شاهچراغی و چند تن از قضات و دیگر مسئولان که جمعاً ۴۹ نفر می‌شدند، محلاتی را همراهی می‌کردند.

جاماندگان از پرواز

خلبان عبدالباقی درویش و کمکش عباس جاهدی، مقدمات پرواز را انجام دادند و فوکر اف ۲۷ (فرند شیپ) آماده پرواز شد، اما مشکل کوچکی وجود داشت و آن هم سنگینی بیش از حد هواپیما بود بنابراین درویش از شهید محلاتی خواست تا آنجا که جا دارد برخی از همراهانش را با پرواز دیگری راهی اهواز کند. محلاتی نگاهی به سرتاسر هواپیما انداخت و از برخی همراهانش خواهش کرد تا هواپیما را ترک کنند. او، اما به فرد غریبه‌ای که روی یکی از صندلی‌ها نشسته بود و سعی می‌کرد خودش را بی‌خیال از وقایع رخ داده نشان بدهد، توجهی نکرد.

این مسافر ناشناس (خلبان بازنشسته بهروز مدرسی) بعد‌ها در وبلاگ شخصی‌اش خاطره آن روز را چنین تعریف کرد: «همسرم، چون پزشک بود، از اواسط جنگ برای مداوای مجروحان به جبهه می‌رفت. من، چون خودم خلبان بودم، خیلی سعی می‌کردم تا همسرم را با هواپیما به اهواز بفرستم و خودم هم او را همراهی کنم. یکبار که به اهواز رفته بودیم، با یک برادر سپاهی دوست شدم و چهارشنبه‌ها که برای دیدار با همسرم به اهواز می‌رفتم، مهمان این دوستم می‌شدیم. سپس من جمعه شب‌ها به تنهایی به تهران برمی‌گشتم.
خوب یادم است که آن روز (اول اسفند ۱۳۶۴) هم چهارشنبه بود. طبق معمول، شال و کلاه کردیم تا برویم به اهواز با کلی سوغاتی برای آن دوست اهوازی و خانواده‌اش. از شانس بد من، آن روز هیچ یک از هواپیما‌های سی ۱۳۰، پروازی به اهواز نداشت. به همین خاطر حسابی حالم گرفته شده بود. اما…»

بسته‌هایی پر از قرآن

خلبان مدرسی توضیح می‌دهد که با هماهنگی یکی از دوستانش به اسم آقای معمری قرار می‌شود با سرهنگ درویش خلبان فوکری که قرار بود آیت الله محلاتی و همراهانش به اهواز ببرد، هماهنگ کنند تا او هم همراهشان برود. درویش آشنایی دیرینه‌ای با مدرسی داشت، قبول می‌کند به این شرط که کلاه خلبانی جدید مدرسی را از او بگیرد و در عوض کلاه قدیمی خودش را به او بدهد! مدرسی داخل هواپیما می‌بیند که محلاتی نگران آمدن کسی یا چیزی است. لحظاتی بعد چند بسته به داخل هواپیما منتقل می‌شود و خیال محلاتی راحت می‌شود. مدرسی کنجکاو می‌شود و داخل بسته‌ها را نگاه می‌کند؛ «با تعجب دیدم که مملو از کلام‌الله مجید (و اگر اشتباه نکنم تعدادی جزوات حقوقی) بود.»

دیدار به قیامت

زمانی که درویش از سنگینی هواپیما سخن می‌گوید، محلاتی تعدادی از همراهانش را پیاده می‌کند، اما احترام میهمان ناشناس را نگه می‌دارد و کاری به مدرسی ندارد. تا اینکه خود درویش از مدرسی می‌خواهد پیاده شود چراکه یک هواپیمای سی ۱۳۰ آماده پرواز به اهواز شده بود. مدرسی پیاده می‌شود و قبل از آن کلاه خلبانی جدید خودش را از سر درویش برمی‌دارد و کلاه قدیمی او را به خودش پس می‌دهد. این دو خلبان که دوستی دیرینه‌ای با هم داشتند در حالی از هم خداحافظی می‌کنند که هیچ کدام خبرنداشتند دیدار بعدی‌شان به قیامت موکول می‌شود.

بعد از ایذه

فرند شیپ پرواز آرامی را شروع می‌کند و به سمت جنوب غرب کشور بال می‌گشاید. اما دقایقی بعد در حالی که به تازگی ایذه را پشت سر گذاشته بود، دو فروند میگ عراقی، مجهز به موشک‌های مدرن هوا به هوا روی فرکانسش می‌روند و با لهجه انگلیسی ـ. عربی از خلبان درویش می‌خواهند بی‌دردسر همراه آن‌ها به عراق برود!
مرحوم شهرام جاهد فرزند شهید عباس جاهد، کمک خلبان این پرواز می‌گوید: «بعد‌ها در بازبینی مکالمات ضبط شده در جعبه سیاه هواپیما مشخص شد که جنگنده‌های عراقی به خلبانان ایرانی پیشنهاد می‌دهند که با تغییر مسیر به سمت عراق بروند و سپس از این کشور پناهندگی دریافت کنند. یا به هر کشور دیگری که تمایل دارند بروند و آنجا به همراه خانواده‌هایشان زندگی کنند، اما پیشنهاد وسوسه‌کننده آن‌ها از سوی کادر پرواز رد می‌شود.»

اسارت یا شهادت

کادر پرواز فرند شیپ به رغم هشدار‌های میگ عراقی مدتی به پرواز خود ادامه می‌دهد. یکی از خلبان‌های عراقی خطاب به سرهنگ درویش می‌گوید: «شما و سایر خدمه پرواز در امان هستید. ما پناهندگی شما به هر کشور آزادی در دنیا را تضمین می‌کنیم، تکرار می‌کنیم ما با شما هیچ کاری نداریم، هدف ما مسافران شماست.»
درویش توجهی نمی‌کند و با اینکه به عنوان خلبان قدرت تصمیم‌گیری داشت، موضوع تقلای هواپیما‌های دشمن برای ربودن هواپیما را به اطلاع آیت‌الله محلاتی می‌رساند و از ایشان کسب تکلیف می‌کند. پاسخ محلاتی قاطع و صریح بود: «ما شهادت را به تسلیم شدن در مقابل دشمن بعثی ترجیح می‌دهیم.»

فرند شیپ از بلاتکلیفی خارج می‌شود. تسلیم در این پرواز جایی نداشت. پس با قدرت به مسیر خود ادامه می‌دهد. جنگنده‌ها مانور می‌دهند و داخل هواپیما، مسافران مشغول دعا می‌شوند. وقتی خلبان‌های بعثی متوجه می‌شوند که هواپیمای غیرنظامی ایرانی قصد تسلیم شدن ندارد، ابتدا به بال چپ هواپیما شلیک می‌کند. تعدادی از شاهدان عینی که از پایین شاهد ماجرا بودند، بعد‌ها اظهار می‌دارند که با وجود انهدام یک بال هواپیما، خلبان با مهارت سعی می‌کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد و هواپیما را روی سطح مسطحی بنشاند. در این هنگام یکی از جنگنده‌ها موشک دوم خود را به قصد انهدام هواپیما رها می‌کند و فوکر اف ۲۷ فرند شیپ منهدم می‌شود.

اسامی شهدای واقعه

بر اثر حمله ناجوانمردانه بعثی‌ها به هواپیمای غیرنظامی ایرانی، حدود ۵۰ نفر به شهادت می‌رسند که اسامی آن‌ها به این شرح است: حجت‌الاسلام عنایت‌الله احمدی، رجبعلی اسلامی، سید ابوالقاسم هاشمی، صادق مطهری، سید حسین معنوی، احمد رقمی، سید حسن طباطبایی‌نسب، محمد حسین عنایتی، سید احمد قاسمیان، سلطان‌مراد کزازی، احمد محمودی طرزقی، سید مکارم موسوی از سازمان تبلیغات اسلامی، شهیدان میرولی رفیعی راد، احمد خان احمدلو، محمد خداپرست، حجت‌الاسلام سیدحسن اجاق خضری، مهدی آشوری، احمد انصاری، محبوب شیری، محمدجواد صدیقیان کاشی، محمد گلابگیران قمی، جعفر نیری، علی محبی، محمد مقدسیان، فرج‌الله نصیری، محمد مصطفوی کرمانی از قضات قوه قضائیه، شهیدان محمد کلاته‌ای، علی معرفی‌زاده و حجت‌الاسلام سید ابوالقاسم داود الموسوی‌دامغانی، سید نورالدین رحیمی، ابوالقاسم رزاقی، سید حسن شاهچراغی، غلامرضا سلطانی و مهدی یعقوبی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شهیدان حجج اسلام سید رشید موسوی، سید ابوالقاسم ارشادی، محمدعلی روحانی فرد و اسدالله عیسی نیا از کاجوانان ایرانین وزارت امور خارجه، شهیدان عبدالله فیاضی بارجینی و امیر محمودی منش از شهدای حفاظت شخصیت سپاه، شهید حجت‌الاسلام محمود نوری خواه از ارتش، شهید سرگرد رضا برادران هاشمی، شهید خلبان سیدحسین حسینی و شهید سرگرد داود مقرنس از کادر پروازی، شهید سرلشکر خلبان عبدالباقی درویش خلبان اصلی پرواز به همراه شهید خلبان عباس جاهدی، شهید خلبان محمود خضرایی، شهید خلبان علاء‌الدین فراز، خلبان محمد رضا کشواد به همراه شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله محلاتی به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند. 

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷


او درباره این شائبه که استیضاح کنندگان به دنبال تشکیل دولت نظامی هستند، گفت: غلط می‌کند کسی به دنبال دولت نظامی باشد و غلط زیادی می‌کنند کسانی که چنین حرفی را می‌زنند؛ چرند می‌گویند. عروس بلد نیست برقصد، می‌گوید زمین کج است. من با چه کسی حرف زده‌ام که به دنبال دولت نظامی هستم؟ بنده طراح این استیضاح بودم. یک آدم عوضی در فضای مجازی گفته است از ذوالنور بپرسید پشت پرده‌های این طرح استیضاح و اتاق فکر آن چه کسانی هستند. چرا ذوالنور را انتخاب کرده‌اند. این فرد مشخص است که هم احمق است، هم بی اطلاع و هم بی تقوا. نماینده قم در مجلس افزود: خودم تصمیم گرفتم چنین طرحی را به پیش ببرم؛ نه با یک نفر در درون مجلس و نه با یک نفر در بیرون مجلس مشورت نکرده‌ام. تشخیصم این بوده است که این کار را باید انجام دهم و انجام دادم. شما ببینید اگر قرار باشد کودتا باشد، در کودتا سازماندهی وجود دارد. اگر ما به دنبال کودتا هستیم پس چرا بین ما اصولگراها در درون مجلس بر سر این موضوع تفرقه وجود دارد؟ کودتا با شورش و آشوب فرق دارد. شورش و آشوب سازماندهی ندارد اما کودتا سازمان خوشه‌ای دارد یعنی نباید در آن تفرق و اضطراب دیده شود.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

خبرآنلاین



  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

سرویس سبک زندگی جوانان ایرانی- نگین خلج‌سرشکی: پدرم با حسرت از روزگاری تعریف می‌کرد که سر آدم می‌رفت، اما قول او نمی‌رفت. زمین و زمان هم نمی‌توانستند یک نفر را از وفای به عهد بازدارند، اما الان جور دیگری شده است. خیلی از حرف‌ها باد هوا هستند و خیلی از قول‌ها آب روان. حرف‌ها مثل آب روان درون جوی از دهان برخی آدم‌ها جاری می‌شود و هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد که کلمات مسئولیت‌آور هستند. دهان، قول بیجا می‌دهد و گوش هم بیجا می‌شنود! نه این جدی می‌گیرد و نه آن. هیچ مقصد و هدفی ندارند و برای همین است که بیجا هستند. انگار آدم‌ها فراموش کرده‌اند که قول دادن فقط جاری ساختن چند کلمه از چشمه همیشه جوشان مغز نیست. سهراب سپهری راست گفت که «دهان گلخانه فکر است». پس وقتی حرفی می‌زنیم و قولی می‌دهیم، باید از قبل مغز خود را برای عمل کردن به آن آماده کنیم. این روزها، آدم‌ها از سر بزرگ‌گویی و خودنمایی و در جو قرار گرفتن، ناگهان چیز‌هایی می‌گویند که بعد‌ها در آن گیر می‌افتند و نه راه پس دارند و نه راه پیش. برای همین است که می‌گویند قبل از قول دادن و حرف زدن کمی کلمه‌ها و گامی که می‌خواهید بردارید را در دهان خود مزمزه کنید. ببینید این قولی که می‌دهید شور است یا شیرین! بسنجید که بعد‌ها به مزاج اعمال و رفتار شما خوش می‌آید یا نه. دقت کنید که بعد‌ها میل به پذیرفتن قول خود دارید یا نه.

قول دادن یعنی چه؟

قول دادن مسئولیت بسیار سنگینی است. چون اگر به آنچه گفته‌اید عمل نکنید، فقط بدقولی نکرده‌اید، بلکه دروغ هم گفته‌اید و دلی را هم شکسته‌اید. پس اگر گامی برمی‌دارید، بسیار مراقب باشید که جایی محکم پا بگذارید. حواس پرت و اراده ضعیف در عمل به قول و وفا مانند زمینی سست و گل‌آلود است که پای اعتبار شما را می‌لرزاند. اگر یک بار بدقول شوید، پس تا ابد شما را به چشم همان اشتباه نگاه می‌کنند. وقتی قول می‌دهید اعتماد یک نفر را مال خود می‌کنید و آن شخص به حرف شما تکیه می‌کند، پس با بدقولی پشت اعتماد او را خالی و خود را بی‌اعتبار نکنید. قول دادن یعنی حساب و کتاب روز‌ها را فراموش نکنیم و روز وفای به عهد را مثل روز موعود مقدس بدانیم. قول دادن یعنی کار امروز را به فردا واگذار نکنیم. کار امروز باید امروز انجام شود و روی زمین ماندن آن یعنی عقب‌افتادگی. کارمندی که پشت میز می‌نشیند، باید کار را در همان لحظه انجام دهد، چون قرارداد کاری هم یک نوع قول دوطرفه است و کارفرما هم باید به موقع حقوق او را بدهد. قول دادن یعنی معلمی که تمام جان و توان خود را برای شاگردانش می‌گذارد، چراکه نسبت به تعلیم و تربیت آن‌ها متعهد است و به آن‌ها قول داده است. قول دادن یعنی پزشکی که بند به بند سوگندنامه خود را از آب و هوا برای خود حیاتی‌تر می‌داند. انسان به طور فطری، اجتماعی آفریده شده است و زندگی اجتماعی پر از قول‌ها و عهد‌های متفاوت است. پس تا انسان، انسان است باید پای عهد خود بماند و هنگام وفا کردن دست و پای او نلرزد.

جلوه‌ای از زیباترین وفای به عهد

ازدواج، زیباترین نوع عهد و پیمان بستن است. عهدنامه ازدواج یعنی قول می‌دهم در بیماری و سلامتی، فقر و رفاه، درد و شادی، سختی و آسانی در کنار زوج خود بمانم و این تنها مرگ است که می‌تواند ما را از هم جدا کند. اما امروزه، متأسفانه بسیاری از ما کلمه‌ها را مثل باد هوا از دهان خود جاری می‌کنیم و نمی‌دانیم که چه می‌گوییم. وقتی سختی به ما رو می‌کند، ما هم به شریک زندگی خود پشت می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که خوشی فقط برای سال اول ازدواج است و رفته رفته مشکلات بیشتر هم می‌شود، اما وفای به عهد و پای هم ماندن است که کمر سختی‌های زندگی را می‌شکند و عشق پشت و پناه ما می‌ماند. زندگی با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌ها است که مزه پیدا می‌کند و تا تلخی نباشد هیچ شیرینی لذت‌بخش نخواهد بود. اگر اسم خود را می‌گذاریم شریک زندگی و شریک یک پیمان دوطرفه، پس باید شیرین و فرهاد باشیم و تلخی‌ها را خودمان شیرین کنیم و بیستون‌ها را با هم از جا برداریم. اصلاًَ برای همین است که به زوج‌ها می‌گوییم شریک زندگی در یک پیمان مشترک مقدس با یکدیگر شراکت دارند. شراکت و پیمان بستن و عهد کردن هم یعنی سود و ضرر باید برابر باشد و شانه به شانه، بار را از دوش هم برداریم.

پایبندی به عهد و پیمان، همچون سرباز

سرباز بودن فقط مخصوص دوران سربازی و یک امر مردانه نیست، بلکه زن‌ها نیز قوی‌ترین سرباز‌های جهان هستند. سرباز عهد و پیمان خود بودن یکی از آن کار‌هایی است که زن‌های ما زیباتر از مرد‌ها آن را بلد هستند. ما از این نوع وفای به عهد‌ها زیاد دیده‌ایم. هیچ‌کس هشت سال پشت به پشت مرد خود جنگیدن را فراموش نمی‌کند، چراکه آن زن عهد بسته بود و زنانه پای عهد خود ماند. هیچ‌کس هشت سالی که ۸۰ سال گذشت را فراموش نمی‌کند. هیچ‌کس مادری که فرزند خود را راهی راه شهادت کرد را فراموش نمی‌کند، چراکه آن مادر عهد بسته بود تا دنیا، دنیاست پای عهد و پیمان خود با بانوی دو عالم بماند. این گونه است که باید گفت: «قول زنانه می‌دهم و تا ته خط پای قول خود هستم.» قول دادن مسئولیت‌پذیری می‌خواهد. اگر مسئولیت‌پذیر نیستیم، پس قول هم ندهیم. هر قولی که می‌دهیم باری را به دوش خود اضافه می‌کنیم. اگر کمر تاب‌آوری و عمل کردن به وفای ما ضعیف است، پس نباید بار خود را سنگین کنیم و مسئولیت کاری را بر عهده بگیریم که از محدوده توان ما خارج است. ما باید بتوانیم به هم تکیه کنیم. زندگی با خالی کردن زیر پای یکدیگر پیش نمی‌رود و بدقولی، بدترین شکل این کار است. هیچ‌کس نمی‌داند فردا چگونه است و چه پیش می‌آید. پس اگر قولی می‌دهیم، باید وفا کردن به آن را هم یاد بگیریم. باید یکدیگر را داشته باشیم که در فردایی نامعلوم، تنها و بی‌کس نباشیم. ایمان یعنی باور کردن بی قید و شرط. پس اگر کسی به حرف و قول ما ایمان می‌آورد، نباید با بدقولی او را به هر قول و به هر آدمی کافر کنیم. ما نسبت به هم رسالتی داریم و آن هم وفای به عهد است.

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

مخالفان هیچ استدلالی را نمی‌پذیرند و می‌گویند با تصویب FATF وارد مرحله جدیدی از تحریم‌ها می‌شویم. اینها همان افرادی هستند که برجام را هم زیر سؤال می‌بردند و با قاطعیت آن را نفی می‌کردند.هر چند که این روزها مشخص شد برجام چه کارایی برای کشور داشت.اما موافقان FATF از بُعدهایی آن را نگاه می‌کنند که اگر جدی گرفته نشود، گرفتاری‌های کشور از سال آینده شاخ و برگ بیشتری می‌گیرد. فرشاد مؤمنی، استاد دانشگاه علامه مخالفان با FATF را به نوعی خیانتکار توصیف می‌کند و می‌گوید اگر مشکلی باشد بعد از پذیرفتن اصل عضویت FATF قابل چانه زدن است. در ادامه مصاحبه خواندنی ما با فرشاد مؤمنی اقتصاددان و رئیس مؤسسه دین و اقتصاد می‌آید:

در حال حاضر در زمینه تصویب FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام شاهد دو دستگی در نظرها هستیم. یک گروه مصرانه به دنبال تصویب آن هستند تا گشایشی در وضعیت اقتصادی کشور ایجاد شود. دسته دیگر مخالف هستند و می‌گویند تصویب FATF به منزله ایجاد فرصت برای تحریم‌های بیشتر است و موافقان FATF می‌خواهند کشور را نابود کنند. شما با دیدگاه کارشناسی در این باره چه نظری دارید؟

متأسفانه ما بیش از آنکه استدلال‌های منطقی بویژه از ناحیه مخالفان این مسأله را شنیده باشیم برچسب زنی، اتهام وارد کردن و تهدید کردن را مشاهده می‌کنیم. انصاف این است که اگر گفت‌و‌گویی ملی درباره مسائل حیاتی چون FATF موضوعیت پیدا می‌کرد و افرادی که هیچ نوع انتصاب باندی و جناحی ندارند اما از صلاحیت تخصصی برخوردار هستند می‌آمدند و در این زمینه بحث می‌کردند شاید خیلی بهتر و کم هزینه‌تر موضوع FATF بررسی می‌شد و ما به اجماع ملی در تصویب آن می‌رسیدیم. اصل ماجرا این است که حساسیت‌های شدید نسبت به مسأله پولشویی سه خاستگاه جدی دارد. یکی از خاستگاه‌ها این است که می‌گویند با توجه به روندهای مربوط به جهانی شدن اقتصاد، افزایش پیوندها و تعامل‌ها در دنیای اقتصادی بین واحدهای مختلف چه کشورها و چه بنگاه‌ها ما در معرض این هستیم که برای فعالیت‌های قاچاق کالا و خدمات مجاز، کسانی آن پول‌های آلوده را با سازوکارهای شناخته شده‌ای تطهیر می‌کنند. یک مسأله مهم دیگر که پولشویی را به مثابه جرم ثانویه مطرح کرده است، احتمال این هست که پول‌های حاصل از قاچاق مواد مخدر در معرض تطهیر قرار بگیرند و سومین مسأله این است که شبهه‌های بسیار جدی وجود دارد که پول‌های پولشویی شده در خدمت تأمین مالی فعالیت‌های تروریستی قرار گیرد.

با وجود این توضیحات که خیلی‌ها به آن باور دارند چرا مخالفان در تصویب آن مقاومت می‌کنند؟

فکر می‌کنم هیچ ایرانی شرافتمند و دلسوزی در جمهوری اسلامی ایران حاضر نیست که حکومت ایران در مقیاس جهانی در معرض چنین اتهام‌هایی قرار گیرد. بنابراین کسی که حسابش پاک است نباید از محاسبه باکی داشته باشد و اصل ماجرا را بپذیرد و خودش را در معرض چنین تهمتی قرار ندهد. نهایت این است که در جزئیات ایرادهایی وجود دارد که آن را می‌توان از طریق برخورد فعال همدلانه تلاش برطرف کرد. آنهایی که می‌گویند اشکالاتی در مصوبات و یا اجرای FATF وجود دارد گویی به معنای آن است که این افراد تمام مصوبه‌های سازمان‌های بین‌المللی را پذیرفته و قبول دارند. در حالی‌که ما می‌دانیم این‌گونه نیست. با اینکه چند ده سال عضو هیأت رئیسه سازمان بین‌المللی کار بودیم در مورد بسیاری از مصوبات آنها هم حرف و حدیث داشتیم. اما نه در مواجهه با آن ایرادها به هموطنانمان اَنگ و بَرچسب زدیم و نه آن سازمان را صهیونیستی و امپریالیستی خطاب کردیم. با بیان کارشناسی تلاش کردیم در میان کشورهای دارای حق رأی همدلی بیشتری با دیدگاه خودمان ایجاد کنیم و جاهایی که قاعده گذاری‌ها کاستی‌هایی دارد را برطرف کنیم. چه کسی در ایران هست که بتواند ادعا کند که عدم شفافیت بلاهای شدید بر سر این اقتصاد نیاورده است. چه کسی هست که بتواند ادعا کند که ایران به لحاظ سرزمینی در معرض این قرار ندارد که در ماجرای قاچاق مواد مخدر، قاچاقچی‌ها از ایران به صورت یک کانال ترانزیتی استفاده نمی‌کنند. این موارد قطعی است که متأسفانه وجود دارد. وقتی بدیهی‌ها و امور مسلم را عده‌ای نادیده می‌گیرند و موضوع اصلی بحث را به جاهای دیگری می‌کشند، صرفنظر از آنکه آنها چه انگیزه‌ای دارند، مسلم است که آبروی ایران را در معرض پرسش و اتهام قرار می‌دهند.با نفی FATF ثابت می‌کنیم ایران کشوری است که می‌خواهد به قاعده‌های شفاف‌سازی و اطمینان دهنده«نه» بگوید.

وقتی حجم قاچاق در کشور زیاد است نمی‌توان منکر پولشویی شد. اما مخالفان FATF می‌گویند از آنجا که ایران همواره با قاچاقچیان برخورد کرده است هیچ کشوری نمی‌تواند اَنگ پولشویی را به ایران بزند.چنین استدلالی قابل قبول است؟

آمارهای رسمی می‌گوید سالی حداقل ۱۰ میلیارد دلار و حداکثر ۲۵ میلیارد دلار قاچاق کالا و خدمات صورت می‌گیرد. اصل مبادله آن مجاز است اما به شیوه قاچاق وارد کشور می‌شود. رسانه‌های رسمی حکومت هم هر سال صدها بار می‌نویسند قاچاقچیان مواد مخدر دستگیر و یا تعدادی اعدام شدند. این حجم از قاچاق کالا و مواد مخدر نشان می‌دهد که پولشویی صورت می‌گیرد. وقتی وزیر خارجه می‌گوید ایران در معرض پولشویی قرار دارد، بلوایی به پا شد. با توجه به حجم قاچاق معلوم است این بلوا نسبتی با علم، واقعیت و اخلاق ندارد. به صورت روزمره اعلام می‌کنیم که قاچاقچی مواد مخدر دستگیر شده است، قاچاقچی که به خاطر رضای خدا این کار را انجام نمی‌دهد.پس معلوم است که در فرآیند قاچاق پول‌های ناپاک زیادی در ایران وارد می‌شود و بنابراین ما به‌طور جدی در معرض پولشویی قرار داریم و وقتی که این را اعلام می‌کنیم و بعد می‌گوییم با سازوکارهای افشا کننده این مسأله و شفاف کننده مشکل داریم این منطقی است که از ناحیه هیچ کس پذیرفته نیست. معتقدم شیوه برخوردی که مخالفان این مسأله اتخاذ کردند شیوه درستی نیست و حرف‌هایی می‌زنند که صرفنظر از جهات دیگر فاقد بنیه کارشناسی است.

منتقدان FATF عنوان کردند با تصویب این موضوع استقلال کشور زیر سؤال می‌رود. واقعاً چنین اتفاقی می‌افتد؟

اخیراً منتقدان FATF مطرح کردند که اگر FATF تصویب شود، استقلال کشور از دست می‌رود. وقتی کسی این حرف را می‌زند کاملاً معلوم است الفبا و فلسفه وجودی سازمان‌های بین‌المللی را نمی‌داند. تعریف کلاسیک شکل‌گیری سازمان‌های بین‌المللی از اینجا عبور می‌کند که کشورها به تجربه و بواسطه اصطکاک‌های پرهزینه و برجسته کردن خطر جنگ در تعامل با سایر کشورها آگاهانه و داوطلبانه بخش‌هایی از حق حاکمیت ملی خودشان را واگذار می‌کنند به سازمان بین‌المللی برای اینکه از اقتدار ناشی از آن حق حاکمیت بتوانند امکان تسهیل مبادله‌ها در همه عرصه‌های حیات جمعی را فراهم کنند. این مسأله به هیچ وجه منحصر به امور اقتصادی نیست. عضویت داوطلبانه و آگاهانه در یونسکو، صندوق بین‌المللی پول و یا سازمان بین‌المللی کار هم محدودیت‌هایی در تصمیم‌گیری کشورها ایجاد می‌کند اما پیوستن به آنها خیلی بهتر از نپیوستن است. بنابراین، این موضوع شناخته شده است و به معنای نفی استقلال نیست. نمی‌خواهم بگویم مخالفان FATF، فقط چنین حرف‌های بی‌پایه‌ای می‌زنند. به شرحی که اشاره شد در مطالب برخی کارشناسان منصف و آگاه یک سلسله نگرانی‌های اصولی هم در این زمینه مطرح می‌شود که متأسفانه در لابه‌لای این هیاهوها این نگرانی‌های اصولی هم کنار زده می‌شود.

توصیه شما برای شرایط فعلی چیست بخصوص آنکه مجمع تشخیص مصلحت نظام چند وقتی است که تصویب آن را به هفته‌های آینده موکول می‌کند؟

توصیه مشفقانه من این است که ما این مسأله(FATF) را بپذیریم. برای خارج شدن از تهمت‌ها که گویی ما از قاچاق مواد مخدر و تأمین مالی تروریسم بهره‌هایی می‌بریم اصل عضویت را باید بپذیریم. درباره آن مواردی که اختلاف نظر وجود دارد، می‌توان با گفتمان مشکلات را حل کرد. مثل اینکه دشمنان ایران چون اسرائیل و امریکا از نفوذ خودشان استفاده می‌کنند و می‌روند برخی از سازمان‌هایی که ما سازمان‌های رهایی‌بخش و آزادیخواه می‌دانیم مصوبه می‌گیرند که ایران تروریستی تلقی شود. با سازوکارهای درست می‌توان این چالش‌ها را حل و فصل کرد. بر اساس توضیحاتی که وزیر امور خارجه ارائه کرد، مواردی که برخی‌ها ایراد می‌گیرند در قالب مذاکره حل شدنی است. ما با برانگیختن اجماع باید کاری کنیم که خودمان را از معرض اتهام خارج کنیم و نشان دهیم که ما هر ساله چند ده شهید در مسیر مبارزه با مواد مخدر می‌دهیم. بنابراین کسانی که بستری فراهم کنند که ایران در موضع چنین تهمتی قرار گیرد ظلم به شهیدان این کشور است. ما خودمان قربانی مناسباتی هستیم که به خاطر جایگاه ترانزیتی کشورمان(مسیر قاچاق مواد مخدر) اتفاق افتاده است. به خاطر این مسیر ترانزیتی ما بسیار صدمه دیدیم و همچنین اعتیاد گسترده یکی دیگر از آسیب‌هایی است که در این حوزه می‌بینیم.

اگر اصل عضویت توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام پذیرفته شود، بخش قابل توجهی از مشکلات در مذاکرات حل می‌شود.

بله. این خیلی ناروا است که تحت عنوان ژست‌های رادیکال و انقلابی خودمان را در معرض تهمت قرار دهیم. درباره جزئیات آن ادعاهایی می‌شود که در بین آنها که انتقاد جدی به عضویت ایران در FATF دارند، حرف‌های شنیدنی و قابل اعتنا هم مشاهده می‌کنم. راهکار این است که در گفت‌و‌گوهایی کارشناسی مطرح و برای آن راه حل انتخاب شود. با صراحت می‌گویم هر کوششی که پیوستن و اصل عضویت ایران به FATF را زیر سؤال ببرد نه تنها خدمت به کشور تلقی نمی‌کنم بلکه از بسیاری جهات شائبه خیانت را هم در آن پررنگ می‌بینم. توصیه من این است که FATF را از بازی سیاست زدگی خارج و به بازی با منطق کارشناسی تبدیل کنیم. هزینه این برخورد سیاست زده برای کشور می‌تواند حتی سنگین‌تر از ماجرای تحریم‌ها باشد.

دولت موافق تصویب FATF است و برای آن جنگیده است اما به نظر می رسد مخالفان زورشان بیشتر است.

آنهایی که به لحاظ نهادی مسئولیت کشور را برعهده دارند باید با سرپنجه تدبیر همت کنند به اینکه ما با شیوه اصولی‌تر در مقایسه با آن چیزی که اکنون مشاهده می‌کنیم، اصل عضویت را بپذیریم. همه باید بدانند مثل همه سازمان‌های دیگری که ما عضو شدیم همه وجوه مصوبات آن را نپذیرفتیم. مگر ما در مورد صندوق بین‌المللی پول انتقادات بسیار رادیکال‌تر نداریم و مگر شواهد بی‌شمارتری درباره اینکه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی خطاهای فاحش و راهنمایی‌های نادرست به کشورهای در حال توسعه عضو کردند، نداریم؟ در مورد مواد اختلاف فرصت چانه زنی وجود دارد. ما عضویت را زیر سؤال نبردیم اما در عین حال انتقاداتمان را هم مطرح می‌کنیم. چرا که موضوع FATF حساسیت بیشتری دارد و اگر نپذیریم در مقیاس جهانی ایران را کشوری همدل با قاچاق مواد مخدر و تروریسم معرفی کردیم. عدم عضویت در FATF از هیچ جنبه‌ای به صلاح کشور نیست.

۸ نکتـــه

اجازه دهید ثابت کنیم حامی تروریسم نیستیم

آبروی ایران را در معرض پرسش و اتهام قرار ندهید

عدم عضویت در FATF از هیچ جنبه‌ای به صلاح کشور نیست

با نفی FATF ثابت می‌کنیم ایران کشوری است که می‌خواهد به قاعده‌های شفاف‌سازی و اطمینان دهنده«نه» بگوید

شیوه برخوردی که مخالفان با FATF اتخاذ کردند شیوه درستی نیست و حرف‌هایی می‌زنند که صرفنظر از جهات دیگر فاقد بنیه کارشناسی است

همه باید بدانند مثل همه سازمان‌های دیگری که ما عضو شدیم همه وجوه مصوبات آن را نپذیرفتیم

با صراحت می‌گویم هر کوششی که پیوستن و اصل عضویت ایران به FATF را زیر سؤال ببرد نه تنها خدمت به کشور تلقی نمی‌کنم بلکه از بسیاری جهات شائبه خیانت را هم در آن پررنگ می‌بینم

چه کسی در ایران هست که بتواند ادعا کند که عدم شفافیت بلاهای شدید بر سر این اقتصاد نیاورده است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

سرویس سبک زندگی جوانان ایرانی- هما ایرانی: ما آدم‌ها اغلب غر می‌زنیم و از وجود سختی‌ها و ناملایمات در زندگی‌مان گلایه داریم. شکوه می‌کنیم که چرا وضعیت اقتصادی چنان است و چرا چیز‌ها آن‌گونه که می‌خواهیم نیست. چرا بچه نداریم، چرا پول نداریم، چرا همسایه‌مان خوب نیست، چرا دزد‌ها در کمین خانه و کاشانه ما هستند و چرا… و خلاصه دائم از چیز‌هایی که دوست داریم وجود داشته باشد و وجود ندارد، یا می‌خواهیم وجود نداشته باشد، ولی وجود دارد، شکوه می‌کنیم و غر می‌زنیم. بیشتر ما به جای اینکه از خود بپرسیم که با آن‌ها چه کار باید بکنیم مرتب می‌پرسیم، چرا این‌ها وجود دارند؟ شاید یکی از چیز‌هایی که کار ما را سخت می‌کند همین باشد. چون در این طرز فکر به نظر می‌رسد ما در جایی که باید بایستیم، نایستاده‌ایم. از منظری که باید به زندگی نگاه کنیم، نگاه نمی‌کنیم و در جایگاه درستی نیستیم. مانند کسی هستیم که راه را گم کرده و تنها از اینکه راه بسیار دور است غر می‌زند، در حالی که اگر این شخص از راه درست حرکت می‌کرد حتماً زودتر به مقصد می‌رسید و فکر نمی‌کرد که راه دور است. توجه به نشانه‌ها و تابلو‌ها مسیر را برای ما مشخص می‌کند. در راه صبوری هم به نظر می‌رسد که همین باشد، یعنی برای کوتاه کردن مسیر‌های صبر در زندگی لازم است به آنچه کوتاهشان می‌کند، توجه کنیم.‌

می‌گویند میوه صبر شیرین است. داستان‌ها، روایت‌ها و سخن‌های زیادی درباره صبر گفته شده است. شعر‌ها و پند‌های حکیمانه بسیاری درباره‌اش گفته‌اند. شاید نه تنها آدم‌ها که تمام خلایق و تمام هستی به نوعی صبر را تجربه می‌کنند. غوره‌ای که قرار است به گفته شاعر، با صبر به حلوا تبدیل شود، مجموعه‌ای از باکتری‌ها، موجودات زنده و ملکول‌های مختلف است که قرار است با صبر ماده تازه‌ای خلق کند؛ بنابراین صبر در تمام هستی جاری است؛ گاهی آگاهانه و گاهی ناآگاهانه. این جاری بودن شاید پیام بزرگی برای ما داشته باشد؛ اینکه: صبر با ماست، در زندگی ما وجود دارد، پس بهتر است آن را پذیرفته و با احترام با آن برخورد کنیم. صبر حتماً برای این هستی لازم بوده که خداوند هم آن را آفریده است. پس بهتر است بیشتر به آن فکر کنیم تا ببینیم صبر در زندگی ما به راستی چه جایگاهی دارد و برخورد ما با آن چگونه است. بالاخره هر چیزی که در زندگی ما وجود دارد جایی هم در زندگی ما دارد؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم این جایگاه در زندگی ما به وجود می‌آید. صبر کردن برای ما سخت است. صبور بودن و نشستن و برای به دست آوردن و یا از دست دادن چیزی و کاری صبر کردن سخت است، برای همین شاید دلمان نخواهد به صبر فکر کنیم. دلمان نخواهد جایگاهی برای آن درنظر بگیریم تا بلکه زیاد هم سر و کله‌اش در زندگی ما پیدا نشود. انگار بیشتر ما دلمان می‌خواهد با انکار وجود صبر در زندگی به نوعی از زندگی‌مان بیرونش کنیم یا به زندگی‌مان راهش ندهیم. انگار خیلی از ما حتی به طور ناخودآگاه در حال مبارزه با صبر هستیم. انگار به دنبال راهی هستیم تا آن را از زندگی‌مان بیرون کنیم.

خیلی وقت‌ها مستقیم یا غیرمستقیم صبر را چیز پلید و اضافه‌ای می‌دانیم که می‌آید و گریبان ما را می‌گیرد، و ما هم چاره‌ای نداریم جز کنار آمدن با آن. دلمان نمی‌خواهد دربرابر صبر تسلیم شویم، ولی انگار چاره‌ای جز این نداریم و بی‌آنکه آن را بپذیریم در برابرش شکست می‌خوریم. این شکست و تسلیم، بار‌ها در زندگی ما تکرار می‌شود. ممکن است هربار پس از مبارزه نفسی از سر آسودگی بکشیم و شاید هنوز نفس راحت‌مان تمام نشده، دوباره به شکلی دیگر و در جایی دیگر خودش را به ما نشان بدهد. چون به نظر می‌رسد این صبر وظیفه دارد در زندگی ما باشد. اینکه چرا پروردگار این وظیفه را در قالب سختی برای ما درنظر می‌گیرد را نمی‌دانم، ولی می‌دانم که حتماً به این شکل لازم بوده است. پس حتماً بهتر است آن را بپذیریم؛ هرچند پذیرفتن آن کار سختی است. هرچه باشد قرار است چیزی را بپذیریم که دلمان می‌خواهد عاملی برای به وجود آمدن آن در زندگی ما شکل نگیرد، مجبور نباشیم آن را تحمل کنیم و پا به پایش حرکت کنیم. اگر هم عامل خوشایند برای وجود صبر داریم دلمان می‌خواهد زود به نتیجه برسد. زنی که باردار است و قرار است پایان صبرش نوزادی سالم و زیبا باشد، دوست دارد زودتر نتیجه صبرش را ببیند، جوانی که در انتظار نتیجه آزمون کنکور نشسته است دوست دارد هرچه زودتر نام خود را در بین پذیرفته‌شدگان کنکور ببیند و صبرش به خوبی پایان گیرد. پس صبر ممکن است نتیجه خوبی در پی داشته باشد، که تحمل آن را آسان‌تر می‌کند. برای اینکه بتوانیم به درستی صبر را بپذیریم شاید باید برویم به سراغ راهکار‌هایی که به ما کمک کند. مثلاً همین فکر کردن به نتیجه، کار ما را راحت‌تر و آسان‌تر خواهد کرد. همین آسانی به تحمل شرایط کمک می‌کند و چه بسا که شرایط را آسان‌تر هم کند. پس با آسان‌تر گرفتن شرایط، صبوری هم برای ما آسان‌تر خواهد شد.

فکر کردن به اینکه این صبر در حال حاضر با تمام سختی‌هایش یکی از موهبت‌های زندگی‌مان به شمار می‌رود می‌تواند یکی از راهکار‌های دیگر تحمل مشکلات باشد. اگر این توانایی در ما ایجاد شود که از بودن صبر سپاسگزار باشیم، کمک بزرگی به خودمان می‌کنیم. به راستی پذیرفتن این مقوله و انجام خالصانه آن کار هر کسی نیست. شاید عده معدودی از آدم‌ها به این درجه از وارستگی رسیده باشند که بتوانند صبر را به دید موهبت الهی در نظر بگیرند و به راستی سپاسگزار وجود آن در زندگی‌شان باشند.

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷


حمله یا حمله‌کنندگان تاکنون توانسته‌اند به بیش از ۲۰ وب‌سایت کسب و کارهای اینترنتی حمله و از آنها درخواست بیت کوین (رمز ارز دیجیتالی) کنند در حالی که در یک هفته گذشته خبر این حملات گسترده به کسب و کارهای مجازی کشور در سطح عمومی کشور مطرح شده، بررسی‌های روزنامه ایران از اولین سرویس‌هایی که مورد این حمله قرار گرفتند یعنی «زیرین پال» و «علی بابا» نشان می‌دهد که این حمله از ۴ هفته پیش آغاز شده است. با وجود این حملات شدید هنوز مرکز ماهر (مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه‌ای) مرکز این حملات را پیدا نکرده است. همچنین با وجود اینکه بسیاری از کسب وکارهای اینترنتی تهدید به این حمله شده یا سرویس‌هایشان دچار اختلال شده هنوز هیچ کدام از مراجع امنیتی و قضایی نسبت به این موضوع واکنشی نشان نداده‌اند و در همین راستا محمد جعفر نعناکار مدیرکل حقوقی سازمان فناوری اطلاعات در نامه‌ای به معاون دادستان کل کشور در امور فضای مجازی آمادگی این سازمان را برای همکاری در دستگیری عامل حملات DDoS به کسب و کارها و رسانه‌های کشور اعلام کرد.

آغاز داستان یک حمله

حملات منع سرویس توزیع شده یا DDoS که مخفف Distributed denial-of-service از جمله رایج‌ترین حمله‌های سایبری است که سرورهای یک ارائه دهنده سرویس را هدف خود قرار می‌دهد. حمله DDoS زمانی رخ می‌دهد که حجم زیادی از تقاضای کاذب به صورت عمدی به‌سمت سرور مورد هدف روانه شود، تا آن سرور از کار بیفتد. اگر تا به حال برای خرید بلیت یا یک محصول حراجی در زمانی محدود همزمان با سایر کاربران به وب سایتی مراجعه کرده باشید، متوجه شده‌اید که حجم زیاد تقاضا باعث کندی سرور سایت یا حتی از کار افتادن سرویس می‌شود. در چنین مواردی از کار افتادن سرور عمدی نیست؛ اما در حملات DDoS همین اتفاق به‌طور عمد رخ می‌دهد. هدف از چنین حملاتی از کار انداختن یک وب سایت خاص یا ایجاد مزاحمت برای مدیر سایت به‌منظور از دسترس خارج کردن سایت است.به‌طور معمول حمله DDoS را می‌توان مهار کرد. اگر سرور متوجه شود که حجم زیادی از تقاضا از یک مکان به‌سویش می‌آید (شخصی که حمله DoS را هدایت می‌کند) می‌تواند با بستن دسترسی تقاضاها از آن مکان، حمله را متوقف کند.

گفتنی است این اولین بار نیست که سایت‌های ایرانی مورد چنین حملات اینترنتی قرار می‌گیرند. ابتدای سال ۹۵، درگاه‌های پرداخت‌هایی همچون زرین پال، مهرپال، آزادپی و… مورد این نوع حمله‌ قرار گرفتند.یلدای همان سال، دیجی کالا به مدت ۴۵ ساعت مورد حمله قرار گرفت و حجم این حمله تا مرز۷۹ گیگابیت برثانیه رسید. تابستان سال ۹۶ شاهد حملات گسترده DDoS به سامانه‌های بانکی کشور بودیم که سرویس ابر آروان(ارائه دهنده خدمات زیرساخت ابری) با بزرگ‌ترین حمله سایبری کشور با حجم ۵۶ گیگا بیت بر ثانیه به بانک پاسارگاد مقابله کرد. در همین سال سامانه‌های حساس دولتی نیز هدف این نوع حمله قرار گرفتند. اما در بهار سال ۹۷ مجدداً این سامانه‌های بانکی بودند که مورد حملات DDoS قرار گرفتند و در تازه‌ترین اتفاق نیز بهمن ماه امسال سایت بیش از ۲۰ کسب و کار آنلاین کشور مورد حملات گسترده DDoS قرار گرفت.

در حالی که نزدیک به یک هفته است که حملات DDoS به کسب وکارهای آنلاین کشور از طریق چند رسانه محدود اطلاع‌رسانی شده و به گفته مدیرعامل زرین پال؛ یکی از سرویس‌هایی که مورد حملات اخیر قرار گرفته از یک ماه گذشته این حمله به آن آغاز شده است، مصطفی امیری، ‌مدیرعامل این سرویس در گفت‌و‌گویی در این زمینه گفت:‌ «زرین پال و علی بابا از جمله اولین سرویس‌هایی بودند که مورد این حمله قرار گرفتند. هنوز منشأ این حملات مشخص نیست اما بخشی از این حملات از خارج از کشور و دوست دیتاسنترهای اروپایی صورت گرفته و بخشی دیگر هم از داخل ایران انجام شده است.»

هر حمله اینترنتی با هدف و برای رسیدن به خواسته‌ای انجام می‌شود. در مورد حملات اخیر به وب سایت‌های کسب و کارهای آنلاین، هکر یا هکرهایی از این سایت‌ها درخواست بیت کوین(رمز ارز دیجیتالی‌) کرده‌اند و در برخی مواقع نیز مدیران این وب سایت‌ها از طرف اکانت تلگرامی به نام Master خود و خانواده‌شان تهدید به مرگ شده‌اند. مصطفی امیری در این زمینه می‌گوید: «هدف حمله به سایت ما برای دریافت بیت کوین بود. در ابتدا هکر از ما نیم بیت کوین خواست و وقتی ما به تهدید او جواب ندادیم رقم و میزان حمله خود به سایت را افزایش و ۵ بیت کوین درخواست کرد. در نهایت هم در تماسی که با پلیس فتا داشته اعلام کرده که اگر می‌خواهید از حمله به این سایت دست بکشم ۱۰ بیت کوین پرداخت کنید.» تا آذر ماه سال‌جاری هر یک بیت کوین در حدود ۱۰هزار دلار ارزش داشت.

نقش فیلتر در حمله دیداس

تاکنون سرویس‌های اینترنتی مانند مستر بلیت، آی‌تی پی، گیفت کارت و… مورد هجوم این حملات قرار گرفته‌اند. اما این حملات روی دیگری هم دارد و آن اینکه دامنه این حمله محدود به کسب و کارهای اینترنتی نبوده و روزنامه فناوران که از ابتدای هفته این خبر را پوشش داده نیز در چند روز گذشته مورد تهدید مستقیم هکری با نام Master و حملات شدید قرار گرفته است تا جایی که حالا هم سایت خبری و هم سایت این روزنامه از دسترس خارج شده است. با وجود گذشت یک ماه از این حملات و بیشتر شدن حجم آن به گفته مصطفی امیری هنوز منبع آن مشخص نشده است. مصطفی امیری در مورد منشأ این حملات می‌گوید: «حملات هم از خارج و هم از داخل بوده است. براساس بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم بخشی از حملات خارجی توسط دیتاسنترهای اروپایی انجام شده که مرکز ماهر با مکاتبه با این کشورهای اروپایی در تلاش است تا حجم این حملات را کنترل و کاهش دهد. اما در خصوص وضعیت حملات داخلی باید گفت که بعد از بررسی ما و مرکز ماهر مشخص شده که حملات از آی‌پی‌ آدرس‌های مربوط به همراه اول، ایرانسل و رایتل صورت گرفته است که این نشان می‌دهد بدافزاری روی موبایل افراد نصب شده و عاملی برای رواج این حملات شده است.»

تحقیقات مرکز ماهر در مورد کشف اپلیکیشن‌های آلوده در حملات اخیر ادامه دارد و تماس روزنامه ایران با این مرکز برای دریافت جزئیات بیشتر در این خصوص تا لحظه انتشار این گزارش بی‌نتیجه مانده است. رئیس این مرکز در پاسخ به تماس خبرنگار «ایران» برای توضیحات در این زمینه اعلام کرد که به دلایل مسائل امنیتی فعلاً امکان ارائه جزئیات در مورد منشأ حمله و اپلیکیشن‌های آلوده را ندارد.

بعد از مطرح شدن این موضوع که اپلیکیشن‌های آلوده عامل این حملات شده‌اند برخی کارشناسان وب این موضوع را مطرح کردند که احتمالاً پوسته‌های فارسی تلگرام یکی از این اپلیکیشن های آلوده بوده است. با فیلتر شدن تلگرام بسیاری از کاربران ایرانی برای دور زدن فیلترینگ از این پوسته‌های فارسی که به نوعی یک فیلترشکن قانونی به حساب می‌آیند استفاده می‌کنند که از ماه‌های گذشته و پیش از رواج این پوسته‌های فارسی، وزارت ارتباطات در اطلاعیه‌ای نسبت به مشکلات امنیتی این پوسته‌ها هشدار داده بود.

در این مورد همچنین امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان فناوری اطلاعات در گفت‌و‌گو با روزنامه فناوران اعلام کرده بود که ممکن است پوسته‌های فارسی تلگرام عامل این حملات باشند اما این یک فرضیه و در حال بررسی است. به هرحال توجه به این نکته ضروری است که مقابله با این حملات اینترنتی نیاز به یک زیرساخت فنی قوی دارد. با این حال اگر وب‌سایت، وب‌سرویس یا اپلیکیشن شما مورد حمله‌ DDoS قرار گرفته لازم است این اقدام‌ها را انجام دهد. اول این که از یک سامانه‌ امنیت ابری استفاده کنید چرا که زیرساخت‌های محدود شما توانایی مقابله با حجم بالای حملات را ندارد. در حال حاضر و در این حملات اخیر به کسب و کارهای اینترنتی سرویس ابری «ابر آروان» توانسته است با بسیاری از این حملات مقابله کند و امنیت سرویس بسیاری از شرکت‌های آنلاین را نجات دهد. از سوی دیگر کارشناسان امنیتی پیشنهاد می‌دهند کهIPهای سرور اصلی‌تان را پشت شبکه‌ ابری مخفی کنید.استفاده از مکانیزم‌های تشخیص روبات از انسان برای مقابله با حملات و به کارگیری مکانیزم‌های محدودیت دسترسی (Rate Limit) هم از دیگر راه حل‌هایی است که به شرکت‌های دارای وب سایت یا اپ پیشنهاد داده می‌شود.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

مانی آشتیانی



  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

سرویس سبک زندگی جوانان ایرانی- لیلا جعفری: شلوغی شهر و ترافیک این روز‌ها که به پایان سال و عید نزدیک می‌شویم کلافه‌کننده می‌شود، پس برای رفع و رجوع امور روزانه باید صبر بیشتری به خرج دهیم، اما افسوس که خیلی‌ها در این روز‌ها عجول‌تر می‌شوند و حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارند. یک‌بار در یکی از خیابان‌های تهران سوار تاکسی بودم. راننده از ترافیکی که در انتهای خیابان مطهری در یک سه‌راهی شلوغ برقرار بود، خسته شده و به دنبال راه گریزی می‌گشت. به محض اینکه به یکی از خیابان‌های فرعی کناری رسید، وارد آن شد. پیدا بود که آن راه را از پیش می‌شناخته است. با اینکه آن مسیر را بار‌ها در آن ساعت رفته بودم و ترافیک آنجا را تجربه کرده بودم، ولی این راه را بلد نبودم. تا اینکه آن روز واردش شدم. خیابان فرعی کوتاه و خلوت بود و به راحتی و خیلی سریع ما را به قسمتی از خیابان اصلی که ترافیک کمتری داشت رساند. درواقع راننده توانست ترافیک و نه تنها ترافیک را که بقیه خودرو‌ها را هم دور بزند. احساس ناآرامی و ناخوشایندی را در وجودم احساس می‌کردم. احساسی شبیه گرفتگی و بی‌تحرکی. احساسی که موقع گفتن دروغ به آدم دست می‌دهد، البته خیلی بدتر از آن. دلم می‌خواست به راننده بگویم که این کار را نکن. با این کار حق این‌همه ماشین دیگر را ضایع می‌کنی، ولی من تنها مسافر تاکسی نبودم و از سوی دیگر دقیقاً نمی‌دانستم موضوع چیست تا به انتهای خیابان فرعی رسیدیم. شاید هم ترس از ملامت شدن باعث شد سکوت کنم و چیزی نگویم. جالب اینکه یکی دو مسافر دیگر از اینکه راننده توانست آن‌ها را از قسمت سخت راه‌بندان بیرون بیاورد، سپاسگزار هم بودند. هنوز هم از یادآوری آن اتفاق احساس بدی پیدا می‌کنم. از اینکه سکوت کردم و اعتراضی نکردم و نشستم و بیننده آن ماجرا بودم احساس ناخوشایندی دارم. مخصوصاً وقتی به یاد می‌آورم که وقتی وارد خیابان اصلی شدیم، آمبولانسی پشت سر ما آژیر می‌کشید و نمی‌توانست از بین خودرو‌ها راهش را باز کند و به بیمارستان برسد.

تضییع حقوق دیگران با دور زدن صبر

خیلی وقت‌ها صبرکردن برای ما آن‌قدر سخت است که می‌خواهیم یک جوری از دست آن خلاص شویم. فکر می‌کنیم مشکلی که در آن قرار گرفته‌ایم یا مسئله دیگری که مجبوریم به خاطرش صبر کنیم، آن‌قدر دست و پای ما را گرفته است که باید سرانجام از خود دورش کنیم. اینجور وقت‌ها ممکن است بخواهیم صبر را بپیچانیم. مثلاً ممکن است دست به تخلفاتی بزنیم تا زودتر به نتیجه دلخواه‌مان برسیم یا کاری کنیم که صبر را از دور خارج کنیم. این‌جور وقت‌ها ممکن است دور زدن‌ها و تخلفات کوچک و بزرگی از ما سر بزند که خودمان هم فکرش را نمی‌کردیم.

این دور زدن‌ها را شما هم در گوشه و کنار و سطوح مختلف جامعه دیده‌اید. دور زدن‌هایی که از بی‌صبری ماست و تا جایی پیش می‌رود که راضی می‌شویم حقوق دیگران را ضایع کنیم. با ضایع کردن آن‌ها ممکن است کارمان همان طور پیش برود که انتظارش را داریم، ولی حواسمان نیست که قرار است بابتش تاوان بدهیم. این یک نظر شخصی نیست، می‌شود گفت: در تمام دنیا به اثبات رسیده است. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید با هر دستی که بدهی با همان دست پس می‌گیری، پس دور زدن‌های ما در جایی به ما بازگردانده خواهد شد. درواقع در جایی دورمان خواهند زد. نتیجه این دور زدن‌های صبر را در تمام جوامع می‌توانیم ببینیم. در این باره می‌توان از مثال‌های ساده‌ای که در اطرافمان هست سود ببریم. مثلاً جوانی را در نظر بگیرید که از مشکلات اقتصادی رنج می‌برد. از سوی دیگر ظرفیت روحی و معنوی خود را هم به دلیل برخی از مشکلات از دست داده یا به سطح پایینی رسانده است، با این شرایط این جوان چندان حوصله صبر کردن برای پایان گرفتن مشکلاتش را ندارد. (این شخص ممکن است با تمرکز بر حل برخی مشکلات درونی و محیطی خود بتواند بر مشکل چیره شود و این مبحث مدنظر این نوشته نیست، از سوی دیگر این تمرکز نیز به خودی خود به صبر نیازمند است.) روی‌هم رفته این جوان در برابر صبری که لازم است تا مشکلاتش حل شود ممکن است احساس ناتوانی کرده و دست به اقداماتی بزند. مثلاً ممکن است به سراغ کار‌هایی برود که به او کمک کرده تا شرایط بهتری پیدا کند و در کارش گشایشی پیش آید، مانند جادو و دعانویسی. ممکن است این جوان با نیرو‌هایی که از این کار به دست می‌آورد سرعت بیشتری به حل مشکلاتش بدهد و به عبارت بهتر بدون صبوری کارش را پیش ببرد، ولی آیا این دور زدن بی‌تاوان خواهد بود؟ کسانی را می‌شناسم که با بهره‌گیری از این ترفند‌ها تاوان‌های زیادی را متحمل شده‌اند. یکی از این تاوان‌ها ممکن است از دست رفتن نیرو‌های حیاتی و وجودی افراد باشد که با بهره‌گیری از این ترفند‌ها که معمولاً غیرخدایی هستند رخ می‌دهد. بگذریم از حق و ناحق‌هایی که ممکن است در پی درست شدن کارهای‌مان با این روش‌ها برای دیگران پیش بیاید. ضایع کردن حقوق دیگران با دور زدن صبر، جملاتی از فلورانس اسکاول شین را یادآوری می‌کند. او در کتاب چهار اثر تأکید می‌کند هر چیزی را که می‌خواهید به دست آورید یا برایتان پیش بیاید، تأکید کنید که از راه عالی پیش بیاید. در این نوشته واژه درست را هم به آن اضافه می‌کنم. اکنون باید دید که این دور زدن‌ها که بسیاری از ما به آن آلوده شده‌ایم درست، عالی و خدایی است؟

رسیدن به مقصد با احترام به صبر

توجه به صبر شاید به ما بیاموزد که بیننده و ناظر باشیم و کمتر دست به دور زدن ببریم. این چیز کمی نیست که بتوانیم بنشینیم و نظاره‌گر باشیم. با احترام به صبر تلاشمان را در زمینه‌ای که مدنظرمان است انجام بدهیم. حواسمان به کارمان باشد، ولی از روی بی‌حوصلگی خودمان را از شر زمانی که باید صرف کار مورد نظرمان کنیم، خلاص نکنیم. آیا ممکن است بدون گذشت زمان و صبری که برای سپری شدن آن لازم است، درختی که در باغ کاشته است شده ثمر دهد؟ این درخت چند سالی زمان لازم دارد تا از دانه‌ای ریز به نهال و از نهال به درختی تنومند و پس از آن به درختی میوه‌دار تبدیل شود. اگر ما بیاموزیم که به صبر احترام بگذاریم خیلی از مشکلاتمان نیز از بین خواهد رفت. در این صورت راننده راه آمبولانسی را در راه‌بندان نمی‌بندد، نانی خارج از نوبت به دست خریداری نمی‌رسد و درختان ثمر بهتر و مفیدتری خواهند داد. شاید پذیرفتن عواملی که صبر برایشان لازم است و کنار آمدن با آن‌ها به جای ایستادگی در برابر آن‌ها یکی از نشانه‌های راه درست در صبوری باشد. خیلی‌ها اینجور وقت‌ها دست به گریز می‌زنند. درواقع با انتخاب راه‌ها یا انجام کار‌هایی می‌خواهند صبر را دور بزنند و راحت‌تر به نتیجه برسند. مانند کسی که به جای ایستادن پشت چراغ قرمز به خیابان فرعی کناری که ترافیک کمتری دارد وارد می‌شود تا از وسط خیابان اصلی بیرون بیاید. با این کار به خیال خودش ترافیک را دور زده و از بقیه اتومبیل‌ها جلو زده است. اتفاقاً فکر این راننده درست است، او توانسته از بخشی از ترافیک رها شود، ولی نتیجه چطور، آیا چیز خوبی خواهد بود؟ شاید لازم است به صبر نگاه تازه‌ای داشته باشیم. اگر تا به حال آن را سخت و مزاحم می‌دانستیم از هم‌اکنون آن را به چشم موجود زنده‌ای ببینیم که مانند همراه یا آموزگاری در کنار ماست و مانند خود ما کار و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد.

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

انبار دودخانه در یکی از قدیمی‌ترین محلات بندر انزلی واقع شده و۷۰ سالی است که ماهی دودی می‌کند. انزلی چی‌های قدیمی می‌گویند این انبار و پنج انبار دیگر، آخرین باقیمانده انبار دودخانه‌های این شهرند. دودخانه‌هایی که به روش کاملاً سنتی اداره می‌شوند. حتی اگر ماهی دودی خور نیستید حتماً یکبار هم که شده گذرتان به بازارهای سنتی گیلان افتاده و ماهی دودی را از نزدیک دیده‌اید؛ ماهی‌های طلایی رنگی که از در و دیوار آویزان است یا روی هم تلنبار شده. برای من دیدن دودخانه از نزدیک تجربه جالبی است آن هم درست وقتی که یک کامیون پر از ماهی وارد انبار شده و کارگرها تند و تند درحال تخلیه‌اند.

علی آقا، صاحب انبار دودخانه، بیش از ۳۵ سال در این انبار کار کرده. به قول خودش «۳۵ سال است دودی می‌کند.» یک جورهایی کارش را خیلی دوست دارد. می‌گوید منظورش از این‌که یک جوری کارش را دوست دارد این است که انبار در واقع یک جور امانت‌خانه هم هست: «بار مردم پیش‌مان می‌آید. امانتداری کار سختی است. نگهداری و دودی کردن هم به کار سخت بدنی نیاز دارد.»

او و کارگرانش کار را تجربی یاد گرفته‌اند و فوت و فن کار را می‌دانند. مثلاً با دست زدن به ماهی می‌فهمند نمکش اندازه است یا نه؟ اما این روزها دیگر کمتر کسی علاقه دارد این شغل را یاد بگیرد. او برایم می‌گوید برخی هم دوست دارند مرغ، بوقلمون و سوسیس و گوشت‌شان را دودی کنند چون طعم دودی را دوست دارند و آنها هم برایشان این کار را انجام می‌دهند.

انبار در واقع دو بخش اصلی دارد که روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند. ماهی‌ها در سالن بزرگی شمرده می‌شوند. شکم‌هایشان خالی می‌شود و بعد در حوضچه‌های پر از نمک خوابانده می‌شوند. می‌گویند هر نوع ماهی را می‌شود دودی کرد؛ برخی ماهی‌ها هم برای دودی شدن شکم‌شان خالی نمی‌شود مثل ماهی کفال. برای کسی که خانه‌دار است ممکن است ترجیح داشته باشد شکم ماهی‌اش خالی شود، ولی بعضی از کاسب‌ها شکم پر دودی می‌کنند تا برایشان سود بیشتری داشته باشد.

حوضچه‌های پر از آب نمک را نگاه می‌کنم؛ نمک‌های سنگی روی ماهی‌ها قرار گرفته‌اند. اما این‌که هر ماهی چقدر برای دودی شدن احتیاج به نمک سود شدن دارد باز به نوع ماهی و اندازه‌ آن بستگی دارد. علی آقا و همکارانش برایم می‌گویند: «ماهی‌ها مدتی در این حوضچه‌ها می‌مانند. برخی ماهی‌ها که چربی‌شان بیشتر است مدت زمان طولانی‌تری در آب نمک می‌مانند، مثلاً پنج شش روز و در این مدت هم زیر و رو می‌شوند تا نمک خوب به خوردشان برود. بعضی ماهی‌ها یک هفته هم بیشتر در حوض می‌مانند و بعد از این‌که از حوض درآمدند دوباره شست‌و‌شو می‌شوند و روی سیخ دودخانه می‌روند.» الآن که من در دودخانه هستم کارگران مشغول تمیز کردن شکم ماهی‌ها و گذاشتن‌شان در حوض نمک هستند.

با علی آقا و همکارانش به بخش دیگر دودخانه می‌رویم؛ ۸ اتاقک چوبی کوچک که سقف‌شان با کولوش پوشانده شده و جلوی درشان هیزم چیده شده. اینجا همان دودخانه است. تاریک و مملو از بوی ماهی دودی. برخی اتاقک‌ها سه ردیف برای چیدن سیخ‌ها جا دارند و برخی دو ردیف. کارگران برایم توضیح می‌دهند چوب‌های مقابل در، هیزم نیستند بلکه سیخ‌هایی هستند که ماهی‌ها را از آن آویزان و دودی می‌کنند.

حسن آقا از کارگران قدیمی دودخانه تند تند ماهی‌ها را سیخ می‌کند و از یک نردبان بالا می‌رود و از سقف آویزان می‌کند. ماهی‌ها همین طور ردیف به ردیف چیده می‌شوند. کف انبار با خاک اره پوشانده شده. خاک اره‌ها می‌سوزند و درست مثل سیگار، بدون این‌که آتش بگیرند دودشان به خورد ماهی‌ها می‌رود. دود اندکی هم از سوراخ سقف بیرون می‌رود. خاک اره فقط گرما و دود دارد، بدون شعله.

در کارگاه بسته می‌شود و ماهی‌ها چند روزی در اتاق باقی می‌مانند که باز مدت زمان باقی ماندن در دود هم به نوع ماهی بستگی دارد. برخی ماهی‌ها مدت زمان بیشتری برای دودی شدن نیاز دارند و برخی کمتر. ماهی‌ها با این روش دودی شدن در واقع کاملاً پخته و آماده مصرف می‌شوند.»

موقع ورود به انبار دودخانه کوهی از خاک اره را دیده بودم. سیخ‌ها از درختی به نام «لیلکی» که بیشتر در اطراف آبکنار و کپورچال دیده می‌شود، ساخته می‌شود. می‌گویند نسل این درخت‌ها هم رو به انقراض است. نوع خاک اره هم در دودی کردن ماهی تأثیر دارد. گفته می‌شود قبلاً خاک درخت توسکا برای دودی کردن استفاده می‌شد که به قول علی آقا خاکش طعم عجیب و غریبی به ماهی می‌دهد و فوق العاده خوشمزه می‌شود. اما این روزها بیشتر از خاک درخت چنار و دیگر درخت‌های جنگلی استفاده می‌شود که برخی‌شان دیرسوز هم هستند.

می‌پرسم آیا ماهی‌ها را بدون نمک سود کردن هم می‌توان دودی کرد؟ می‌گوید: «ماهی بدون نمک سود شدن خراب می‌شود. بعضی‌ها از همان اول می‌گویند ماهی‌شان را کم نمک دودی کنیم یعنی همه پروسه دودی شدن ده پانزده روز طول می‌کشد.»

از خانه‌دار، مغازه‌دار تا کلی فروش برای دودی کردن ماهی سفارش می‌دهند. هرچند خودعلی آقا هم همیشه بار برای دودی کردن دارد و به قول خودش این جوری انبار را می‌چرخاند چون نمی‌تواند منتظر سفارش‌های مردم بماند. برخی هم برنج برای دودی کردن می‌آورند اما آنها می‌گویند پروسه دودی کردن برنج با ماهی کاملاً متفاوت است.

علی آقا می‌گوید: «این روزها صید ماهی کم شده و قیمت‌ها بالا رفته و هزینه‌های دودی کردن هم بالا رفته. هزینه دودی کردن از دو هزارو پانصد تومان تا پنج هزار تومان برای هر ماهی تمام می‌شود. الآن یک ماهی سفید دودی یک کیلویی ۱۵۰ هزار تومان در می‌آید و مصرفش به همین دلیل مدام کم می‌شود. برای همین این کار دیگر خیلی طرفداری ندارد.»

به گفته او دودی کردن سختی‌های زیادی هم دارد و همه‌شان کمر درد دارند. کارگران از ساعت شش و نیم سرکارند تا نیمه شب و موقع کار هم مجبورند مدام بنشینند و بلند شوند که همین مسأله به مهره‌های کمرشان آسیب می‌زند.

حسن باشتیان از کودکی در این انبار دودخانه کار کرده: «کار ما خیلی پر مشقت است. گاهی کار یک ماه را مجبوریم یک هفته‌ای انجام دهیم. بیشتر بچه‌ها هفتاد هشتاد کیلو وزن دارند اما بعد از پایان یک کار سخت معمولاً ده بیست کیلو وزن کم می‌کنند در این مدت شب‌ها کلاً سه یا چهار ساعت می‌خوابند. اگر کسی خوب بلد کار نباشد، نمک را خوب نزند، ماهی بوی بد می‌گیرد. اگر هم نمک زیاد بزنی موقع دودی کردن ماهی پر از نمک می‌شود و سفیدک می‌زند.»

محمود عباسیان از ساکنان قدیمی بندرانزلی و راهنمای گردشگری از دودی کردن و سابقه‌اش در این شهر بیشتر برایم می‌گوید: «قدیم‌ها نزدیک خانه ما، شنبه‌بازار و غازیان انزلی پر از این انبار دودخانه‌ها بود؛ بزرگ، بزرگ. تجمع این دودخانه‌ها قدیم‌ها در منطقه غازیان انزلی بود و دودشان به هوا می‌رفت. آن محله اسمش شده بود «کامچاتکا» که در روسی یعنی آتشفشان‌های کوچک.»

به گفته او دانش عمل‌آوری ماهی دودی از شهرهای ساحلی روسیه آمده و دریانوردها به دلیل ماندن طولانی مدت در دریا مجبور بوده‌اند ماهی دودی با خودشان ببرند چون آن روزها یخچالی در کار نبوده. به گفته او در اردبیل و خلخال هم دودخانه‌ هست اما مدرن‌ و کاملاً غیرسنتی.

از انبار دودخانه دور می‌شوم ناگهان برمی‌گردم و دوباره نگاهی به آن می‌اندازم. می‌خواهم بدانم آیا دودی از پشت بام بلند می‌شود یا نه؟ شاید من هم بتوانم آتشفشان‌های کوچک را ببینم. دودی به چشمم نمی‌خورد اما می‌دانم حالا حالاها چراغ دودی‌اش روشن است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

ترانه بنی یعقوب

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷

احمد دادرس فیاض  در مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره تئاتر مردم در تالار عبدالقادر مراغی افزود: ایجاد بستر مناسب برای رشد و بالندگی هنرمندان با برگزاری رویداد های فرهنگی و هنری چون جشنواره تئاتر مردم محقق خواهد شد.
وی ادامه داد: خلق آثار فاخر هنری در کنار پرورش هنرمندان جوان و توانمند و نیز حضور افتخار آمیز در عرصه های ملی و بین المللی در این رویداد های فرهنگی و هنری پایه ریزی می شود.
وی اضافه کرد: در سال های اخیر نیز هنرمندان جوان و با استعداد این شهرستان در رقابت ها و صحنه های بین المللی به افتخارات بزرگی دست یافته اند.
دادرس فیاض با اشاره به برگزاری یازدهمین جشنواره تئاتر مردم در این شهرستان گفت: این رویداد فرهنگی و هنری با پذیرش ۲۶ نمایش آغاز و در ادامه از بین ۱۶ اثر آماده حضور در آن، هشت نمایش برای این جشنواره برگزیده شدند.
وی افزود: آثار برگزیده در ۲ بخش نمایشنامه خوانی و نمایش صحنه ای از ۲۶ تا ۲۹ بهمن به نمایش در آمد و نمایش برتر این دوره به رقابت های استانی راه یافت.

  • تاریخ : ۲ام اسفند ۱۳۹۷


به گزارش گروه ترجمه جوانان ایرانی، مرد روانی وقتی زن مورد علاقه‌اش به وی جواب منفی داد دختر ۴ ساله او را ربود و به قتل رساند.

بر اساس گزارش پلیس، مرد هندی ۲۷ ساله که هویتش فاش نشده به جرم آزار و قتل بی‌رحمانه این دختر کوچولو دستگیر شد.

بنا بر گزارش‌های پلیس، متهم پس از دستگیری مدعی شد از مادر این دختر خواستگاری کرده اما وی جواب منفی داده بود او نیز برای انتقام‌جویی دست به این جنایت هولناک زده است.

اطلاعات پلیس هند نشان می دهد که این زن ضمن رد ادعای متهم گفته که وی برایش مزاحمت ایجاد می‌کرده و او نیز تهدیدش کرده بود که اگر دوباره مزاحمش شود موضوع را به همسرش خواهد گفت اما متهم به‌ جای منصرف شدن تصمیم به انتقامی تلخ گرفته بود.

سخنگوی پلیس بیان کرد که جنایت هولناک در ایالت اوتارپرادش رخ داده و متهم با پدرخانواده آشنایی داشته و با آنها رفت و آمد داشته است.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.