جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

سرویس فرهنگی جوانان ایرانی: محمدعلی باشه‌آهنگر را با فیلم «ملکه» می‌شناسیم. فیلمسازی که همواره نگاه ویژه‌ای به جنگ داشته و اکنون پس از گذشت شش سال با فیلمی دیگر پیرامون جنگ به نام «سرو زیر آب» در سینما حضور پیدا کرده است. داستان فیلم «سرو زیر آب» درباره شهدای مفقود‌الاثر و سرگردانی خانواده‌های آنهاست که به‌دنبال خبر و نشانی از آن‌ها می‌گردند. این فیلم از بیرون کشیدن یک سنگ یادگاری از مزار شهیدی که زیر آب مانده شروع می‌شود و سپس به زمان جنگ و ستاد معراج می‌رود و دوباره به اول فیلم می‌رسد. خبرنگار «جوانان ایرانی» با محمدعلی باشه آهنگر، کارگردان فیلم «سرو زیر آب» به گفت‌وگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

با توجه به روایتی که شما از شهدا در فیلم «سرو زیر آب» داشتید، نگران این موضوع نشدید که خانواده‌های شهدا به کار بچه‌های معراج شهدا شک و شبهه داشته باشند؟

در طول دوران جنگ به‌خصوص در سال‌های ۶۲ و ۶۳ خیلی از رزمندگان‌مان که در دل جنگ می‌رفتند پلاک و علامت‌های شناسایی درستی نداشتند. از طرفی بسیاری از نیرو‌های مردمی بدون پلاک وارد جنگ می‌شدند. خود من بعد از شش سال حضور در میدان جنگ، سال ۶۵ بود که پلاک گرفتم. در اوایل جنگ بسیاری از آن‌هایی که به جبهه می‌آمدند یک کارت شناسایی برای ورود به منطقه جنگی برایشان صادر می‌شد. مثلاً بعضی‌ها با کارت دانش‌آموزی، برخی با کارت بسیج مسجد و برخی در یک تیپ و لشکری عضو می‌شدند و کارتی برای حضور در منطقه جنگی به نامشان صادر می‌شد. بعد از مدتی بررسی کردند و گفتند شاید این روش برای شناسایی افراد مشکلاتی را ایجاد کند، بنابراین اعلام کردند پشت یقه لباس، روی برگ جیب و پشت زبانه پوتین هر کسی اسمش نوشته شود. این‌کار هم انجام شد، اما از یک تاریخی به بعد و به‌تدریج پلاک وارد چرخه نیرو‌های مردمی شد. اوایل پلاک‌ها در اطراف میدان شوش زده می‌شد و آلومینیوم‌های پلاک را به شکل تقریباً مربع می‌بریدند و باعث زخم شدن بدن رزمنده‌ها می‌شد، چون گوشه‌های پلاک‌ها تیز بریده می‌شد. بعد از آن دوستان معراج، پلاک‌ها را به مناطق دیگری بردند و سعی کردند با شکل و شمایلی گوشه‌های تیز پلاک را نرم کنند تا به بدن آسیب نزند. از زمانی که کشور تحریم شد، زنجیر پلاک هم وارد نمی‌شد و بچه‌ها مجبور می‌شدند پلاک‌ها را با سیم تلفن صحرایی به گردنشان آویزان کنند. همین سیم‌ها هم باعث آسیب می‌شد و گردن رزمندگان را زخم می‌کرد. گاهی اوقات در جنگ رزمندگان پلاک‌های شهدا را از گردنشان درمی‌آوردند تا شهادت دوستانشان را اعلام کنند، اما وقتی پیکر شهدا جابه‌جا می‌شد دیگر فاقد علامت شناسایی بود. بسیاری از شهدا نیز در اثر درگیری‌ها لباسشان می‌سوخت یا پوتین‌هایشان از پایشان در آمده بود و از آنجایی که پلاک مهم‌ترین علامت شناسایی شهدا بود باعث می‌شد که دیگر قابل شناسایی نباشند. آن‌وقت جزو شهدای گمنام محسوب می‌شدند. مثلاً در گلستان شهدای آبادان یا در اصفهان و خرمشهر شهدای گمنام زیادی دفن شده‌اند. این‌ها همان شهدایی هستند که پیکرشان شناسایی نشده و به عنوان شهید گمنام دفن شده‌اند.

کارشناسی شهدا که فقط در یک مرکز انجام نمی‌شد؟

نیرو‌های معراج شهدا ناب‌ترین بچه‌هایی بودند که در دوران جنگ با سختی‌های فراوان مسئولیت رساندن پیکر دقیق و درست شهدا را نزد خانواده‌هایشان آن هم با کمترین امکانات برعهده داشتند. پنج معراج اصلی داشتیم که مهم‌ترین آن معراج مرکزی شهدای اهواز بود. معراج دوم اندیمشک بود که قبل از اهواز درست شد. معراج سوم در سنندج، معراج چهارم در کرمانشاه و معراج پنجم در ارومیه قرار داشت، اما از آنجایی که پیکر‌ها از مناطق مختلف جنگی باید به معراج اصلی انتقال پیدا می‌کردند، معراج‌های کوچک و موقتی با عنوان معراج‌های تاکتیکی درنظر گرفته شد و پیکر شهدا را به آنجا انتقال می‌دادند و آنجا برای شناسایی شهید تلاش می‌کردند تا اگر علامتی دارد پیش از آنکه گم شود آن را پیدا کنند. سپس در صورت پیدا شدن علامت شهید را با فرم شناسایی انتقال می‌دادند. البته این‌کار از اول انجام نمی‌شد و بعد از مدتی تجربه چنین تصمیماتی گرفته شد.

پلاک‌های دوتکه هم استفاده می‌شد؟

بعد از سال ۶۲ بود که آرام آرام بخش پلاک‌های دوتکه راه‌اندازی شد، اما از آنجایی که جبهه ما هزار و ۲۰۰ کیلومتر بود و همچنین نیرو‌های مردمی بیشترین حضور را در جنگ داشتند، این پلاک‌ها جوابگوی جمعیت نبود، بنابراین خیلی از نیرو‌های مردمی بدون پلاک به جنگ می‌رفتند. مثلاً در عملیات مرصاد که بعد ازپذیرش قطعنامه نیاز به حضور نیرو‌های زیادی داشتیم تا وقتی که نیرو‌های اصلی برسند مردم حضور پیدا کردند و جلوی متجاوزان ایستادند و جنگیدند. با این سرعت امکان رساندن پلاک برای آن‌ها نبود برای همین مردم بدون پلاک وارد جنگ شدند و بعد از شهادت شناسایی آن‌ها به سختی انجام می‌شد. این در حالی است که معراج شهدا تمام تدبیر‌های لازم را به کار گرفته بودند و ۵۰ مورد دستورالعمل قانونی را برای شناسایی، انتقال و معرفی به خانواده‌ها اجرا می‌کردند و وظایف سنگینی را بر عهده داشتند.

چقدر زمان برای شناسایی پیکر شهدا وجود داشت؟ برای تحقیقات بیشتر امکان نگهداری از پیکر شهدا نبود؟

برخی پیکر‌های شهدا که پیدا می‌شدند امکان شناسایی آن‌ها وجود نداشت و مجبور به دفن آن‌ها به عنوان شهدای گمنام می‌شدند. شهیدی را به نام امیر سرداری شناسایی کردند و می‌خواستند در بروجرد دفن کنند. به صورت کاملاً اتفاقی امیر سرداری به بروجرد آمد و دید قصد دفن شهیدی را با نام او دارند. او گفت که نام این شهید محمد ارغنده است و نه امیر سرداری! در واقع ماجرا از این قرار بود که شهید محمد ارغنده هنگام نماز خواندن دنبال لباس تمیزی می‌گشته و امیر سرداری یکدست از لباس‌های تمیزش را به او می‌دهد. همان وقت بود که خمپاره‌ای نزدیک شهید محمد ارغنده می‌زنند و او و چند نفر دیگر به شهادت می‌رسانند. از آنجایی که بدن شهید ارغندی به شدت آسیب می‌بیند و فقط از روی نوشته لباسش قابل شناسایی بوده، او را به عنوان شهید امیر سرداری معرفی می‌کنند. از این دست اتفاقات در جنگ داشتیم.

داستان فیلم «سرو زیر آب» چگونه شکل گرفت؟

داستان فیلم از این قرار است که پیکری به نام شهید سیاوش آبادیان می‌آید و خانواده دوبار او را شناسایی نمی‌کنند، اما برادرش او را شناسایی می‌کند. بار سوم همه خانواده این پیکر را شناسایی و سپس دفن می‌کنند. در همین حال یک خانواده اسم سیاوش آبادیان را معرفی می‌کند و به دنبال شهیدش می‌گردد. بسیاری از خانواده شهدا هستند که فرزندشان برنگشته است، پدر و مادر این شهدا هنوز هم چشم به در دوخته‌اند و بی‌تابی می‌کنند. این خانواده‌ها هنوز منتظر یک خبر از عزیزشان هستند. شما ببینید که امام موسی صدر ۴۰ سال پیش مفقود شده‌است. خانواده‌اش و مردم می‌گویند که او هنوز زنده است. تا نشانه‌ای از او پیدا نکنند نمی‌توانند نبودش را باور کنند. جهانبخش در فیلم «سرو زیر آب» می‌گوید ما می‌توانیم یک پیکر را به عنوان یادبود و پسرخوانده و برادرخوانده به خانواده‌ای بدهیم که فرزندش هنوز برنگشته است. گوشه قبر هم می‌نویسیم و به اعضای خانواده هم می‌گوییم، این خانواده آرام می‌شود. این کار شبیه به این است که به شیرخوارگاه برویم و بچه‌ای را به سرپرستی قبول کنیم، در حالی که این بچه، بچه شخص دیگری است، اما، چون ما بچه‌ای نداریم می‌توانیم او را به سرپرستی قبول کنیم. آنقدر این مسئله مهم است که بسیاری از خانواده شهدا طالب شده‌اند تا شهدای گمنام را به‌عنوان فرزندان خودشان بگیرند و مزار آن شهید در اختیارشان باشد.

قبل از اینکه فیلم ساخته شود همیشه اخباری به گوش می‌رسد که درباره فیلمنامه حساسیت‌هایی وجود دارد. در ذهن من این بود که ممکن است در فیلم صحنه یا دیالوگ خاصی وجود داشته باشد که اینقدر با مخالفت روبه‌رو شده است، اما در کنار فیلم‌های مبتذل که مجوز نمایش می‌گیرند چطور برای تولید چنین فیلم شریفی سختگیری شد؟ این نگاه‌های مخالف از کجا می‌آمد؟

دوستان مخالف فیلم «سرو زیر آب» را دقیق نمی‌شناسم. آن‌هایی که به صورت مستقیم با من صحبت می‌کنند فیلم را تأیید کرده‌اند، اما پشت پرده واقعاً نمی‌دانم چه خبر است؟ این سؤال شما برای خود من هم مطرح است و می‌خواهم منتقدان خودشان را معرفی کنند و دلیلشان را واضح بگویند. به نظر من این منتقدان نه جنگ را و نه خانواده شهید را به خوبی شناخته‌اند. چون یکسری پُست‌های دنیایی دارند به دلیل این پُست‌های دنیایی خطوطی را می‌کشند و می‌گویند این‌ها خط قرمز است تا مثلاً این خط با میزشان یک کیلومتر فاصله داشته باشد.

چرا می‌خواهند از این مباحث فاصله بگیرند؟

من در تمام مدت در جنگ حضور داشتم و ماجرا‌ها را رصد کردم. بعد از آن هم در این حوزه پژوهش‌هایی داشتم. می‌دانم که یکسری گفته‌هایی است که کسی به آن نزدیک نمی‌شود. من می‌گویم که خوب است نشان دهیم یک گردان جایی را فتح می‌کند و برمی‌گردد. اصلاً هر فیلمی که درباره جنگ بسازیم و مفید باشد بسیار خوب است و بحثی در آن نیست، اما مهم این است که جنگ با این وسعت و گستردگی سختی‌هایی داشته که بیشترین سختی متوجه کسانی بوده که بی‌نام و نشان به میدان جنگ رفته‌اند و خانواده‌هایی که بی‌نام و نشان تحمل کردند. این دو موضوع را از تمام فیلم‌هایمان امحا کرده‌ایم. معمولاً یک دوربین مقابل خانواده شهدا قرار می‌گیرد که می‌گوید من حالم خوب و همه چیز رو به‌راه است! خانواده شهید نمی‌خواهد خاطر مردم را مکدر کند، اما وقتی دوربین از آنجا می‌رود می‌بینیم که فشار زیادی روی پدر و مادر شهید قرار گرفته و چشم‌شان به در است که کسی این را نمی‌فهمد. نمی‌دانم چرا فکر می‌کنند که آن مادر همیشه خوشحالی می‌کند! اگر فرزند ما دو ساعت دیرتر به خانه بیاید بی‌تاب می‌شویم و زمین و زمان را به هم می‌ریزیم. آن‌وقت یک مادر شهید که ۳۰ سال است فرزندش برنگشته را درک نمی‌کنیم. دوستانی که رسماً سند جنگ را به اسم خودشان زده‌اند احساس می‌کنند این مباحث نباید مطرح شود. چون خودشان زیر سؤال می‌روند. بعد به بهانه خودشان می‌گویند که جنگ زیر سؤال می‌رود. چطور جنگ زیر سؤال می‌رود؟ ۴۰ سال است مستقیم و غیرمستقیم می‌جنگیم، چه چیزی زیر سؤال رفته است؟

بسیاری از فیلم‌های تکنیکی را می‌بینیم که حس و حال فیلم «سرو زیر آب» در آن وجود ندارد. این حس و حال از کجا منتقل می‌شود؟

اگر بخواهید در سینما حرف جدیدی بزنید لازم است به راه‌های نرفته بروید. به‌عنوان مثال در کشور‌های غربی تکنیک‌های فیلمسازی‌شان چه در اجرا و چه در فیلمنامه از ما خیلی جلوتر است، اما با توجه به اینکه ما ابزار و امکانات آن‌ها را نداریم معتقدم اگر فیلمی قرار است حرف جدیدی بزند باید فرم خوبی بیان شود. حالا این فرم خوب می‌تواند در خود منطقه اصلی جنگ و معرکه رخ دهد یا می‌تواند در پشت جنگ باشد. من در «فرزند خاک» پشت جبهه را نشان دادم، در «ملکه» خود صحنه و «خط مقدم جنگ» و در «سرو زیر آب» در زمان جنگ و در یک منطقه واقعی کنار خط مقدم جنگ را نشان می‌دهم.

در کار‌های تکنیکی اگر ابزار، شرایط و امکانات مالی آن فراهم باشد بالاخره آدم می‌تواند انجام دهد. این نوع سینما که می‌تواند تکنیک را به رخ بکشد بسیار ساده‌تر از آن است که حس فیلم را به بیننده منتقل کند. انتقال حس بسیار سخت‌تر است، چون شما با روح و روان آدمی در سینما مواجه هستید که حس مشابه تو را دارد، یعنی اگر قرار است او را غمگین یا خوشحال کنی باید به او نزدیک شوی. همچنین برای انتقال عشق، عرفان، فلسفه و عصبانیت نیز باید با ابزار حس، نور و محیط جلو بروی و امکانات دیگری نداری.
باید بپذیریم که شرایط برابری برای همه فیلمسازانی که می‌خواهند در این حوزه فیلم تولید کنند، مهیا نیست. اگر شرایط فراهم بود و حتی نیمی از امکانات برخی از فیلمسازان به من و امثال من داده می‌شد شاید در شرایط راحت‌تری فیلم «سرو زیر آب» را به مقصد می‌رساندم.

این فیلم، خانواده شهدای مذاهب دیگر را هم مطرح می‌کند. انگیزه شما برای نشان دادن حضور همه مذاهب و قوم‌ها در جنگ چه بوده است؟

دلیل من برای نشان دادن شهدای مذاهب و قوم‌های دیگر در فیلم «سرو زیر آب» اتحاد بین ادیان و قومیت‌ها در کشور بوده است. به نظر من مهم‌ترین نیاز کشور وحدت بین همه مردم، همه ادیان و همه قومیت‌ها برای حفظ کیان کشور است. در حالی که در شرایط جنگ اقتصادی سختی قرار داریم با وحدتمان می‌توانیم سرپا بمانیم و کشور را حفظ کنیم. در یک دهه اخیر هجوم به مرز‌های کشور و فعالیت شبکه‌هایی که در مورد تجزیه‌طلبی دم می‌زنند بیشتر شده است. در چنین فضایی مهم‌ترین کار ایجاد وحدت و تقویت میان همه ادیان کشور است. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و چه یهودی برای ما محترم است. همانطور که رهبر معظم انقلاب درباره زبان فارسی صحبت می‌کنند و به حفظ اتحاد بین ادیان و قومیت تأکید دارند و همانطور که خود ایشان با خانواده مسیحیان ملاقات می‌کنند و به خانه‌هایشان می‌روند همه این مسائل در کنار هم باعث شده است من در این مسیر حرکت کنم.

به نظر بسیاری از منتقدان فیلمنامه «سرو‌زیر‌آب» می‌توانست پخته‌تر و جامع‌تر باشد. نظر شما چیست؟

فیلمنامه اصلی بیش از ۱۳۵ دقیقه بود و در حال حاضر ۳۵ دقیقه کمتر از فیلمنامه اصلی ساخته شده است. در مورد تمام خرده داستان‌ها مثل گودرز و ماهرو، چیستا و جهانبخش، سرگرد و درجه‌های نداده‌اش، جهانبخش و همسرش ستاره؛ تمام این‌ها در فیلمنامه اصلی وجود داشت، اما متأسفانه تحمل سینمای ایرانی بیش از ۸۴ دقیقه نیست. به‌همین دلیل فیلم کوتاه‌تر شد. باید بگویم من در این مسیر فیلمسازی کمکی ندارم. از طرفی سانس‌هایی که برای فیلم «سرو زیر آب» اختصاص داده‌اند سانس کم بیننده‌ای است. از طرف دیگر تلویزیون برای بهتر دیده شدن این فیلم کمکی نمی‌کند. حتی می‌بینید که شهرداری که سرمایه‌گذار این فیلم بوده، بیلبوردی را برای این فیلم اختصاص نداده است.

چرا شهرداری که خودش برای این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است همراهی نمی‌کند؟‌

نمی‌دانم شاید در آن زمان شهردار شخص دیگری بود و با سرکار آمدن شهردار جدید سیاست‌های کاری نیز تغییر کرده است. انگار همه دست به دست هم داده‌اند که این فیلم نه خوب ساخته و نه خوب دیده و نه خوب اکران شود. دلسردی و ناامیدی عجیبی را به من منتقل کرده‌اند، اما با تمام این ناملایمتی‌ها «سرو زیر آب» ساخته و اکران شده و نسبت به مشکلاتی که بر سر راهش بود مورد توجه قرار گرفته است.

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

به گزارش گروه ترجمه جوانان ایرانی، باغبان یک خانواده به اتهام تجاوز Rape به همسر کارفرمایش دستگیر شد.

طبق گزارش پلیس، رابرت ساملی ۵۲ ساله که باغبان خانوادگی یک خانواده ثروتمند بود پس از این که مشروبات الکلی مصرف کرد از خلوتی خانه سوءاستفاده کرد و به سراغ همسر کارفرمایش که زنی متاهل بود رفت و با ضرب و شتم دست و پای او را بست و وی را مورد تجاوز قرار داد.

این حرکت زننده مرد توسط دوربین مداربسته ای که در خانه نصب شده بود ضبط شد و زن جوان پس از این که مورد سوءاستفاده مرد باغبان قرار گرفت با تماس با اداره پلیس Police از او شکایت و درخواست دستگیری اش را کرد.

ماموران پلیس پس از اقدام سریعی که انجام دادند توانستند متهم را که به دلیل مستی زیاد بی حال بود در حیاط خانه دستگیر و به اداره پلیس منتقل کنند.در حال حاضر متهم بدون قرار وثیقه در زندان Prison است تا به اتهام تجاوز به زن متاهل دادگاه محاکمه اش به زودی برگزار شود.اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید

 

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

سرویس سبک زندگی جوانان ایرانی- حامد جمالی: در قرآن کریم حدود ۱۰۰ مرتبه کلمه صبر تکرار شده و در روایات معصومین (ع) هم این موضوع مکرر بیان شده است. در کتاب خدا آمده است: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏ (۲۰۰- آل عمران): اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! استقامت کنید و پایدار باشید و از مرز‌ها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید که رستگار شوید.

در اهمیت صبر امیرالمؤمنین (ع) نیز در حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: همیشه صبور باشید که صبر نسبت به ایمان مانند سر نسبت به بدن است و همان‌طور که خیری نیست در بدنی که سر ندارد، خیری نیست در ایمانی که صبر ندارد.

به صبر هنگام عصبانیت و غضب، «حلم» گفته می‌شود. انسان گاهی به خاطر علت‌هایی خشمگین و غضبناک می‌شود و ممکن است سخنانی بگوید، حرکاتی انجام دهد که یک عمر پشیمانی به دنبال داشته باشد. چون وقتی شخص خشمگین می‌شود محدوده فکری او کم و قوه عاقله‌اش تضعیف می‌شود. درنهایت تصمیم‌هایی می‌گیرد که عاقلانه نیست.

انسانی که جویای کمال است هنگامی که خشمگین می‌شود خودش را از مسیر بندگی به عقب پرت می‌کند و مدت‌ها طول می‌کشد که دوباره برگردد. مرحوم علامه طباطبایی در وصف اینگونه افراد می‌فرماید: «گاهی یک عصبانیت انسان را ۲۰ سال عقب می‌اندازد.».

اما اگر انسان هنگام عصبانیت خشم خود را فرو برد و بر غضب خود تسلط یابد که البته کاری است بسیار دشوار و نیاز به اراده قوی و تلاش و تمرین دارد، قطعاً این صبر باعث رشد او و رسیدن به مقام محسنین است. این در حالی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده: والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین… بنابراین اگر انسان به خاطر ناهنجاری‌ها و ناملایمات زندگی خشمگین شد ولی صبر کرد و خشم خود را فرو برد به این شخص «حلیم» گفته می‌شود.

به صبر در برابر شهوات نیز «عفت» گفته می‌شود. شهریار در این باره می‌سراید: «دارد متاع عفت، از چار سو خریدار، بازار خودفروشی، این چار سو ندارد.» این یعنی صبر در مقابل گناه، یعنی بساط گناه پهن باشد و گناه نکنی، در این وانفسای جامعه و با این شرایط کنونی و فراهم بودن اسباب گناه هم در فضای مجازی و هم در فضای حقیقی، حفظ ایمان و صبر در برابر گناه، کاری است بس دشوار، اما ممکن. در علم اخلاق به این گونه صبر، عفت و تقوا می‌گویند. قرآن کریم در آخر داستان یوسف می‌فرمایند: «.. إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین: هر کس تقوا و صبر پیشه کند، پس همانا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمى‏‌کند.» گویی خداوند نتیجه داستان حضرت یوسف را در این جمله خلاصه کرد که عاقبت برای عفت و تقواست و این عفت و تقوا بود که یوسف (ع) را از آن همه سختی‌ها نجات داد و به اوج عزت رساند.

به صبر در برابر غریزه زیاده‌خواهی و دنیاطلبی و دنیادوستی نیز «زهد» گفته می‌شود. در واقع در علم اخلاق به صبر در مقابل حرص رسیدن به دنیا و زیاده‌خواهی نفس، «زهد» می‌گویند. انسان باید معرفت خود را نسبت به دنیا بالا ببرد و در عین استفاده از دنیا وابسته آن نشود. نان سنگک تا خمیر و خام است به سنگ‌ها و حتی ریزترین آن‌ها می‌چسبد، اما همین که پخته شود، خیلی راحت از آن جدا می‌شود. انسان هم اگر با صبر وابسته دنیا نشود موقع جدایی بسیار راحت دل می‌کنَد، اما اگر وابسته دنیا شود همانند سنگک خام است که دل کندن از دنیا برایش سخت می‌شود. البته اشتباه نشود که زهد و صبر در مقابل دنیاطلبی نفس به منظور رهایی دنیا نیست، بلکه به این منظور است که انسان دنیا را هدف نهایی خود قرار ندهد. پس در عین اینکه می‌تواند هدفش کمال و رسیدن به خداوند باشد، به زن و بچه و مال دنیا نیز می‌تواند علاقه داشته باشد. درواقع این‌ها را وسیله‌ای برای رسیدن به خداوند قرار دهد.

خداوند یک سری کار‌ها را بر انسان واجب کرده است، مثل نماز و روزه و خمس و…؛ در مرحله اول وقتی انسان به این واجبات نگاه می‌کند برایش دشوار و طاقت‌فرسا است. ولی اگر بر این سختی‌ها صبر کند و در اصطلاح اطاعت خدا را انجام دهد، عاقبت شیرینی را به دست می‌آورد. در واقع این اطاعت همانند بذری است که شما به خاک می‌دهید؛ اول شکسته می‌شود، ولی درعوض برای همیشه سبز خواهد شد، بالا می‌رود و تنومند و تناور می‌شود.

انسان اگر توجه داشته باشد به نعمت‌های خداوندی که خالق و رازق اوست، توجه داشته باشد به فقر و نیاز خودش، توجه داشته باشد که همه هستی در حال تسبیح خداوند هستند، در صورتی که به این‌ها التفات داشته باشد دیگر از او اطاعت و بر سختی‌های اطاعت صبر می‌کند.

انسان همواره در حال آزمایش و امتحان از جانب خداوند است، پس در زندگی دنیایی در معرض مصیبت‌هایی است. به عنوان مثال بستگانش را از دست می‌دهد، در کارش گره می‌افتد، سلامتی‌اش را از دست می‌دهد و… اگر انسان در این مصیبت‌ها صبر کند و در اصطلاح راضی به رضای خدا باشد، در عوض خداوند به او بشارت می‌دهد.

دیدمان به مشکلات و مصیبت‌ها را عوض کنیم؛ انسان اگر هدفش را بداند و در مسیر هدفش حرکت کند مشکلاتی هم که برایش پیش می‌آید را تحمل می‌کند و می‌داند هرچه از دوست رسد نیکوست. یک کودک را در نظر داشته باشید. در مقابل پیاز خوردن مقاومت می‌کند، چون علم به واقع آن ندارد، اما همین بچه وقتی بزرگ شد خودش پول می‌دهد و پیاز می‌خرد تا آن را بخورد؛ چراکه معرفت به تندی پیاز پیدا کرده و سختی آن را برای شیرینی سلامتی تحمل می‌کند. انسانی هم که دیدش به معصیت دید دنیایی و تنگ باشد در مصیبت‌ها جزع و بی‌تابی می‌کند ولی اگر دیدش به مصیبت عوض شد و آن را نعمت و وسیله‌ای برای رسیدن به کمال دانست تسلیم و راضی می‌شود.

حضرت زینب (س) وقتی در مجلس یزید ملعون قرار گرفتند، در جواب یزید که مصیبت‌های وارده را به رخ حضرت می‌کشید، فرمودند: «ما رأیتُ الّا جمیلا: هیچ چیز جز زیبایی ندیدم.» این چه زیبایی است که این بانوی بزرگوار با اینکه این همه مصیبت دیده به آن تعبیر می‌کند؟ آیا کشته شدن برادران، برادرزادگان و فرزندان و اسارت توسط قاتلین این عزیزان زیبایی دارد؟ مطمئناً دیدگاه و معرفت خانم زینب کبری (س) یک معرفت کامل است. کلام آخر اینکه انسان اگر می‌خواهد به مقام بندگی و کمال الی الله برسد، باید در همه زمینه‌ها صبر داشته و شکیبایی پیشه کند.

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

یک فوق تخصص بیماری‌های ریه گفت: علائم عمده بیماری‌های مزمن ریوی در افراد مبتلا عبارتند از تنگی نفس، سرفه، دفع خلط و احساس و شنیدن خس خس هنگام تنفس.

دکتر رستم یزدانی در رابطه با بیماری‌های انسدادی مزمن ریوی اظهار کرد: برونشیت مزمن یکی از انواع شناخته شده این دسته از بیماری های ریوی است که با ایجاد التهاب مزمن مجاری هوایی کوچک یعنی برونش‌ها باعث انسداد پیش رونده و غیر قابل برگشت مجاری هوایی می‌شوند.

وی افزود: این بیماری به طور متوسط حدود پنج در صد از افراد جامعه را درگیر کرده و در حال حاضر در بسیاری از کشور ها سومین علت مرگ و گیر محسوب می‌شود و در بسیاری از کشورها نیز میزان ابتلا، مرگ و میر و از کارافتادگی ناشی از آن در حال افزایش است؛ به طوریکه با صنعتی‌تر شدن جوامع و شهری‌تر شدن زندگی انسان‌ها، بروز این بیماری نیز به صورت روزافزون رو به افزایش است.

یزدانی بیان کرد: در بسیاری از کشورهای جهان سهم عمده از هزینه های بهداشتی کشور صرف تشخیص، درمان، نگهداری و بازتوانی این بیماران می‌شود؛ این در حالی است که این بیماری جزو بیماری‌های قابل پیشگیری است.

این فوق تخصص بیماری‌های ریه بیان کرد: گرچه شایع‌ترین علت ابتلا به این بیماری‌ها مصرف سیگار است و بیش از ۸۵ درصد مبتلایان به بیماری‌های انسدادی مزمن ریه، سیگاری بوده یا سابقه مصرف سیگار را دارند، اما عوامل دیگری مثل تماس‌های شغلی به خصوص تماس با ذرات ذغال (چه در کسانی که در معادن ذغال سنگ فعالیت داشته و چه کسانی که برای پخت و پز و نانوایی از چوب و ذغال استفاده می کرده اند)، آلودگی هوا، عفونت های دوران کودکی، کشاورزی و تماس با گرد و غبار، سابقه ابتلا به آسم و بعضی بیماری های ژنتیکی زمینه ساز ابتلا به این نوع بیماری می شوند.

وی گفت: در مورد مصرف سیگار باید ذکر کرد که در هر فرد طبیعی بیشترین حجم ریه ها در حدود سن ۲۵ سالگی بدست می آید و از آن به بعد هر ساله تقریبا ۳۰ تا ۳۵ میلی لیتر از حجم ریه به طور طبیعی کاسته می‌شود ولی با مصرف سیگار این کاهش حجم به سه تا چهار برابر افزایش می یابد و با توجه به اینکه سلول های ریوی از سنین کودکی قدرت تکثیر خود را از دست می‌دهند، امکان جبران حجم از دست رفته وجود نخواهد داشت.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان با اشاره به علائم عمده بیماری‌های مزمن ریوی در افراد مبتلا افزود: تنگی نفس، سرفه، دفع خلط و احساس و شنیدن خس خس هنگام تنفس از جمله این علائم هستند و این بیماری‌ها از علل شایع خلط خونی بوده و در صورت عدم درمان مناسب باعث افزایش فشار بر روی قلب Heart شده و به مرور زمان باعث نارسایی قلبی و در نتیجه تورم اندام، احساس پری شکم و تجمع مایع در حفره شکمی می‌شوند.

وی همچنین یادآور شد: این بیماری‌ها حتی بدون در نظر گرفتن سابقه مصرف سیگار، شانس ابتلا به سرطان های ریه را به شدت افزایش داده و با پیشرفت بیماری و کاهش اکسیژن خون، شانس بیماری‌های قلبی عروقی را نیز بیشتر می کنند؛ به طوریکه شایع ترین علت مرگ در این بیماران سکته قلبی است.

این فوق تخصص بیماری های ریه گفت: جهت تشخیص بیماری های انسدادی مزمن ریه انجام تست های ریوی، انداره گیری حجم های ریوی و اثبات وجود انسداد غیر قابل برگشت در مجاری تنفسی در کنار شرح حال و معاینه بالینی منطبق با بیماری کافی است. در درمان این بیماران نکته حائز اهمیت این است که تنها دو مورد به صورت مستقیم باعث افزایش طول عمر بیماران می‌شود؛ نخست قطع مصرف سیگار و سپس دریافت مداوم اکسیژن در صورت نیاز.

وی ادامه داد: مصرف مداوم اکسیژن علاوه بر تاثیر بر روی طول عمر بیماران، دفعات بستری بیمار در بیمارستان، احتمال بستری در بخش مراقبت‌های ویژه و نیاز بیمار به دارو های استنشاقی را کاهش می‌دهد. همچنین مصرف منطقی و مناسب اکسیژن هیچ گونه عارضه شناخته شده ای برای بیماران ندارد.

یزدانی همچنین تصریح کرد: باید یادآور شد با وجود اینکه قطع مصرف سیگار باعث برگشت کامل حجم ریه از دست رفته نمی‌شود، ولی سرعت افت حجم ریه به صورت مشخص کاهش یافته و پاسخ به درمان و کنترل علائم را بیشتر می‌کند.

این فوق تخصص بیماری های ریه ادامه داد: بیماران مبتلا به بیماری های مزمن ریوی باید جهت کم کردن عفونت های ریوی سالانه واکسن آنفلوانزا و همچنین واکسن مربوط به ذات الریه را نیز حداقل در یک نوبت دریافت کنند.

یزدانی در پایان خاطرنشان کرد: در حال حاضر با توجه به وجود داروهای استشاقی موثر اغلب بیماران نیاز به دریافت داروهای خوراکی و سیستمیک ندارند، همچنین اقداماتی که به عنوان بازتوانی ریه درنظر گرفته می شوند مثل ورزش Sport و فعالیت های بدنی، تغذیه و حمایت های روانی به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک بسزایی خواهد کرد.

اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید

 

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

سرویس سبک زندگی جوانان ایرانی- زهرا غفاری آثار: راننده‌ای را در نظر بگیرید که با دیدن اقوام خویش در آن سر خیابان، دستان مبارک خود را روی بوق قرار می‌دهد و پشت سر هم و گاهی با ریتم خاصی تمامی تلاش خود را برای متوجه ساختن آنان می‌کند. این در صورتی است که ممکن است در همان حوالی سالمند یا کودکی نسبت به این عملکرد حساسیت خاصی داشته باشد و سیستم اعصاب و فیزیولوژیکی وی را به‌شدت تحت آزار قرار دهد. یا حتی رانندگان دیگری که احتمال شوک وارد شدن به آنان و از دست دادن تعادلشان در رانندگی کم نیست. به نظر شما آیا کاربرد بوق در خودرو‌ها این است؟ شما را با کاربرد‌های دیگر بوق آشنا می‌کنم!

راننده با بوق‌های مکرر و آزاردهنده خود تمامی بد و بیراه‌ها و فحش‌های احتمالاً رکیک خود را از این طریق نثار رانندگان دیگر می‌کند. البته این در صورتی است که در حین رانندگی باشد و امکان خروج از وسیله نقلیه نباشد، در غیر این صورت با پیاده شدن از خودرو‌ها و نزدیک شدن به هم، به دلیل حجم بالای عصبانیت و کاسه صبری که دیگر لبریز شده شروع به گفتن بد و بیراه می‌کنند و کار ممکن است به جا‌های باریک بکشد. بدین ترتیب یک نزاع خیابانی شکل می‌گیرد. طبق آمار از هر ۸ هزار نزاع خیابانی ۲۵۰ نفر راهی پزشکی قانونی می‌شوند. یک هیجان منفی تنش‌زا افراد را به آینده‌ای دچار می‌کند که شاید دیگر هیچ راه بازگشتی وجود نداشته باشد. از پاره شدن لباس طرفین گرفته تا شکستن دست و پا و… نتایج شوم نزاع‌های خیابانی است. این موارد را همه دیده‌ایم و کمتر کسی است که از خیابان‌ها عبور کند و با معضل تلخ درگیری لفظی و فیزیکی بین دو یا چند شهروند مواجه نشود و درواقع روزی نیست شهروندی به دلیل یک بوق نابجا و غفلت در رانندگی با فردی دیگر گلاویز نشود. واقعیت این است که در حوزه سبک زندگی باید نوعی روشن‌بینی وجود داشته باشد. روشن‌بینی واژه‌ای است که ابعاد مختلف دارد و از مهم‌ترین ابعاد یک زندگی موفقیت‌آمیز و توأم با آرامش محسوب می‌شود. یک نظریه روانشناسی می‌گوید انسان در بدو تولد خود به مثابه لوح سفیدی است و شخصیت او تا حدود زیادی از رفتار دیگران شکل می‌گیرد. اگر در خانواده از همان ابتدا مهارت‌های زندگی که شامل صبر، آرامش و منطق و… می‌شود، خوب آموزش داده شود، تا حدود زیادی می‌شود با این مسئله به‌خوبی مقابله کرد. بدین ترتیب هر خانواده با آموزش‌های صحیح می‌تواند افرادی را تحویل جامعه دهد که هر یک برای خود چارچوبی قاطع از اخلاقیات دارند. درواقع هر کسی با کنترل فردی خود می‌تواند از یک نزاع و شاید فاجعه به‌آسانی جلوگیری کند، پس دلایل رفتاری که منجر به چنین موضوعاتی می‌شود بسیار حائز اهمیت است.

البته عوامل محیطی مانند آلودگی‌های صوتی، آلودگی هوا و ترافیک سنگین تأثیرات زیان‌باری بر انسان و رفتار او می‌گذارد و هر یک از این موارد می‌تواند به‌وجودآورنده فحش‌های ترافیکی و سپس نزاع‌های خیابانی شود. با این وصف با توجه به جمعیت زیاد شهر‌های بزرگ به‌خصوص پایتخت، چیزی که می‌تواند انسان‌ها را از خطرات احتمالی درگیری‌های خیابانی برهاند، بینش و درک حاصل از تجربه است. هر انسان به‌تن‌هایی باید بداند وقتی در شرایط مختلف قرار می‌گیرد، به هر صورت باید خود را با محیط وفق دهد تا عرصه را برای خود تنگ نکند. در شرایط کنونی ترافیک شهر‌های بزرگ چاره‌ای نداریم که با چشم باز و صبورانه رانندگی کنیم تا بتوانیم آرام و بدون تنش زندگی کنیم.

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

به گزارش جوانان ایرانی، الحاجی گرو، مهاجم نیجریه‌ای استقلال Esteghlal که در ابتدای فصل به عنوان جانشین مامه تیام به استقلال پیوسته بود، از جمع آبی‌ها جدا شد و به سوئد بازگشت.

الحاجی گرو با تایید این خبر عنوان کرد: تنها چیزی که برایم مهم است، بودن در کنار خانواده‌ام است.

او در پاسخ به این سوال که آیا با استقلال بر سر مسائل مالی به توافق رسید یا خیر جواب داد: من برای موفقیت باشگاه و خوشحالی هواداران هر کاری انجام‌ می‌دهم.

گروی نیجریه‌ای در لیگ هجدهم ۷ بار برای استقلال به میدان رفت که موفق به زدن گلی نشد. تنها گل گرو برای آبی‌ها در دیدار این تیم برابر سایپا در جام حذفی بود که مهاجم‌ نیجریه‌ای استقلال از روی نقطه پنالتی گل دوم‌ شاگردان شفر برابر نارنجی‌پوشان را به ثمر رساند.اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

ویدئویی که به تازگی منتشر شده، سرعت باورنکردنی یک یوفو را در آسمان ایالت نیویورک آمریکا به تصویر می‌کشد. در این ویدئو که با کمک تلفن همراه و توسط یک شهروند اهل این ایالت تهیه شده، یک شی سیاه رنگ نشان داده می‌شود که با سرعتی زیاد از میان ابرها عبور می کند.

این ویدئو بلافاصله در کانال یوتیوب MUFON منتشر شد و با واکنش کاربران نیز همراه بود. آدمین این کانال در کپشن این ویدئو نوشت: “یک بشقاب‌پرنده سیاه رنگ در آسمان نیویورک دیده شد که در بالای ابرها از سمت راست آسمان به سمت چپ حرکت می‌کرد. سرعت این شی پرنده ناشناس آنقدر زیاد بود که به زحمت قابل مشاهده است اما در این ویدئو با دور آهسته یک یوفوی سیاه رنگ به خوبی قابل مشاهده است.”

انتشار این ویدئو با واکنش یوفوشناس مشهور «اسکات سی وارینگ» نیز همراه بود. اسکات با انتشار این ویدئو در وبلاگ شخصی‌اش در توضیحی نوشت این ویدئو ثابت می‌کند که فرازمینی‌ها وجود دارند. او با «جالب دانستن شکار این یوفو» در وبلاگ UFO Sightings Daily نوشت: «شی‌ای که در این ویدئو از میان ابرها عبور کرد، حشره، پرنده یا پهپاد نبود بلکه یک یوفوی واقعی بود.”

همچنین انتشار این ویدئو با واکنش کاربران یوتیوب نیز همراه بود. در حالی که از نظر برخی از کاربران این ویدئو ساختگی بود اما برخی دیگر آن را یک یوفوی واقعی و دلیلی بر وجود فرازمینی‌ها دانستند. یکی از کاربران در کامنتی نوشت: «کاملاً مشخص است که ساختگی است.» همچنین یکی دیگر از کاربران در کامنت دیگری نوشت: «احتمالاً راکت متعلق به روس‌ها با موتور قدرتمند هسته‌ای بود.»اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید

 

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

حجت‌الاسلام والمسلمین علی خدیوی  در سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه در مصلای اعظم امام خمینی(ره) تبریز اظهار کرد: موضوع وحدت حوزه و دانشگاه از جمله مباحث مهمی در جامعه بوده که در این خصوص ۲۷ آذرماه به خاطر شهادت شهید مفتح نامگذاری شده است. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های آذربایجان‌شرقی افزود: سال ۱۳۵۸ از جمله سال‌هایی است که دو شهید مفتح و مطهری به دست گروه فرقان به شهادت رسیدند.

وی با بیان اینکه شهید مفتح و مطهری از جمله شهدایی هستند که توانستند در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده و برای این انقلاب حرکت کنند، گفت: اندیشه‌های این دو شهید هم در حوزه و هم در دانشگاه طرفدار داشت، از این‌رو مخالفان و بدخواهان این شهدا تحمل این میزان رغبت مردم به آنها را نداشتند. 

خدیوی با تاکید به اینکه شعار وحدت حوزه و دانشگاه مهم‌ترین شعار انقلاب است، تصریح کرد: نهاد جدیدی از ۱۵۰ سال گذشته وارد ایران شد که ابتدای آن از دارالفنون آغاز شد و تا تاسیس دانشگاه ادامه داشت به طوریکه دانشگاه و حوزه در همه مباحث به صورت یکسان وارد شدند و هر دو به دنبال ترسیم تمدن جدید بودند و در ۱۰۰ سال اخیر حوزه و دانشگاه در تقابل یکدیگر بوده و اصلاً نگاه مثبت به یکدیگر نداشتند. 

وی ادامه داد: تبریز از جمله شهرهایی بود که تقابل حوزه و دانشگاه در آن جدی بود و عده‌ای مخالف و عده‌ای موافق مدارس جدید بودند. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های آذربایجان‌شرقی بیان کرد: قبل از انقلاب اسلامی قشر حوزه و دانشگاه به مشکلات جدی کشور تبدیل شده بود ولی بعد از انقلاب اندیشه‌های هر دو قشر نزدیک هم شد چراکه بعدها موجه شدند به هم نیاز دارند.

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان ابراز کرد: انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی(ره) از جمله مهم‌ترین مسائلی بود که شعار وحدت حوزه و دانشگاه را متولد کردند. 

وی اضافه کرد: طبق اندیشه‌های مقام معظم رهبری مهم‌ترین ویژگی وحدت حوزه و دانشگاه در “وحدت هدف” تعریف شده است که منجر به تشکیل یک تمدن اسلامی می‌شود که متکی به شرق و غرب نبوده و معنویت، پیشرفت، حقوق انسانی و اسلامی در داخل آن گنجانده شده است. 

خدیوی خاطرنشان کرد: در دو قشر حوزه و دانشگاه قابلیت ساخت تمدن وجود دارد ولی دانشگاه غربی تمدن غربی می‌سازد.

وی تاکید کرد: اگر هدف حوزه و دانشگاه تولید تمدن اسلامی است، باید الزامات آن را رعایت و نواقص خود را برطرف سازند. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان تصریح کرد: چگونه می‌توان به مسائل شرعی وارد شد ولی در مسائل اجتماعی حوزه هیچ ورودی نداشته باشد. 

وی بیان کرد: چطور می‌شود که حکم غذای مانده در بین دندان‌ها در ماه رمضان وجود دارد ولی برای احکام اجتماعی، بانکی و نظام بانکی هیچ عملی نشود. 

خدیوی اذعان داشت: حوزه و دانشگاه باید به کمک یکدیگر مسائل اجتماعی را برطرف کنند، چراکه این ضرورت‌های وحدت و دانشگاه است. 

وی با بیان اینکه نگرش مثبت به وحدت حوزه و دانشگاه موضوعات سال ۵۷ بود، تصریح کرد: الان مسئله ساخت جامعه اسلامی است و باید دولت و جامعه اسلامی را ساخت و اگر نمی‌توان این را ایجاد کرد به خاطر این است که هنوز وحدت حوزه و دانشگاه به خوبی تحقق نیافته است. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان گفت: طرح مسائل فردی و ترجمه علم غربی اشتباه دو قشر حوزه و دانشگاه است به طوریکه وقتی وارد دانشگاه می‌شویم، دین در یک گروه بحث می‌شود در حالی که باید علم در چارچوب دین تولید شود ولی متاسفانه برعکس است. 

وی افزود: البته کارهای بزرگی در بخش وحدت حوزه و دانشگاه انجام شده و افراد زیادی برای تحقق آن خون و دل خورده‌اند به طوریکه مرکز پژوهشگاه وحدت حوزه و دانشگاه در این راستا تشکیل یافته است. 

خدیوی توضیح داد: عرصه دانشگاه از جمله عرصه‌های خوبی برای انجام کارهای فرهنگی و پژوهشی است به طوریکه برخی از اساتید دانشگاه در پایان‌نامه حوزوی و برعکس وارد می‌شوند.

وی خاطرنشان کرد: اولین جرقه انقلاب فرهنگی در تبریز و استان آذربایجان‌شرقی زده شد به طوریکه در دانشگاه تبریز نیز کارهای بزرگی نسبت به وحدت حوزه و دانشگاه انجام می‌گیرد. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان اضافه کرد: دبیرخانه وحدت حوزه و دانشگاه به صورت دائمی در دانشگاه تبریز ایجاد شد تا به این طریق تعدادی از اساتید و متفکران دانشگاه و حوزه با یکدیگر تعامل داشته و نسبت به مسائل جامعه بیاندیشند. 

وی بیان کرد: نشست علمی و همایش علمی با حضور حوزویان و دانشگاهیان در ۲۷ آذرماه سال‌جاری برگزار خواهد شد. 

خدیوی اضافه کرد: وحدت حوزه و دانشگاه نسبی بوده و صفر و صدی ندارد بلکه این شعار در طول زمان به طرف کامل شدن حرکت خواهد کرد. 

وی با بیان اینکه یکی از ابزارهای تشکیل جامعه و تمدن اسلامی تحقق شعار وحدت حوزه و دانشگاه است، یادآور شد: یکی از ایرادهای وارد به نظام دانشگاهی و حوزوی این است که نسبت به مسائل اجتماعی غافل هستند به طوریکه در نظام محیط زیست، فرهنگی، رسانه و ارتباطات جامعه و بانکداری مشکلاتی هست. 

مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان توضیح داد: البته در کنار حوزه و دانشگاه باید حمایت مردمی برای تحقق این وحدت نیز باشد زیرا نسبت به تحقق وحدت حوزه و دانشگاه مردم، خیران و غیره باید کمک کنند تا بالندگی شکل گیرد. 

وی افزود: از طریق حمایت مردمی است که امید در حوزه و دانشگاه ایجاد می‌شود به طوریکه حوزه هیچ وقت دولتی نبوده و همیشه مردمی است و برای حفظ آن تلاش خواهد کرد. 

خدیوی خاطرنشان کرد: شهدای هسته‌ای از جمله افرادی بودند که ایمان، علم، دانش و معنویت را در خود ایجاد کرده بودند و رشد کشور را با علم و ایمان در کنار یکدیگر ایجاد کردند. 

وی با تاکید به وجود جریان تحجر و روشنفکری غرب‌زده مبنی بر مخالفت با وحدت حوزه و دانشگاه گفت: در حال حاضر نیز هر دو جریان برای مخالفت با انقلاب اسلامی هم‌راستا می‌شوند به طوریکه امام راحل در وصیت خود از آنها ناله کرده است. 

  • تاریخ : ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

لیگ هجدهم با خرید ستاره‌های بزرگی از سوی تراکتورسازی تبریز استارت خورد و بازی‌های بازیکنان بزرگی که به این تیم آمده بودند به طرفداران نوید روزهای خوبی را می‌داد تا اینکه آنها با اتفاق عجیبی رو به رو شدند. یکی از خرید‌های مطرحی که محمدرضا زنوزی برای سرخپوشان انجام داد، آنتونی استوکس ۳۰ ساله بود که سابقه برتن کردن پیراهن آرسنال و سلتیک را در کارنامه داشت و با حضور در راس خط حمله تراکتورسازی ۸ گل به نام خودش در رقابت‌های لیگ ایران ثبت کرد.

استوکس اما بعد از بازی تراکتورسازی و ذوب آهن برای مرخصی از ایران رفت و با تاخیر چند روزه بازگشت. تاخیر او در ورود به ایران حاشیه‌های زیادی ایجاد کرد و حتی با وجود برگشتن قبل از بازی با پرسپولیس نام او در فهرست ۱۸ نفره تراکتور قرار نگرفت تا به نوعی او متوجه رفتار عجیب خود شود. او اما چند روز بعدی در حالیکه با پدر و خواهرش در ایران ملاقات کرده بود تبریز را به مقصد استانبول ترک کرد تا به گفته باشگاه تراکتورسازی به صورت رسمی از این تیم جدا شود.

پس از اینکه استوکس تصمیم به ترک ایران گرفت اظهار نظرات مختلفی وجود داشت که این بازیکن همانند لی هری اروین که او هم تبریز را ترک کرده، مدعی شده به دلیل مشکلات روحی قادر به ادامه همکاری با تراکتورسازی نیست و نمی‌تواند در ایران بماند.

نگاه گذرا به آنچه درباره مهاجم بااستعداد در رسانه‌های انگلیسی نوشته شده نشان می‌دهد که مشکلات روحی استوکس از کجا نشات می‌گیرد. نسخه اسکاتلندی روزنامه سان در آوریل سال ۲۰۱۷ طی گزارشی اعلام کرد که چگونه زندگی شخصی استوکس با آشوب بزرگی مواجه شد.

photo_2018-12-13_04-24-58

استوکس در کنار اسکات

هکرهایی که به موبایل الید اسکات ۲۵ ساله دسترسی پیدا کرده بودند با انتشار ۲۰۰ قطعه فیلم و عکس از او افشاگری کردند که او با آنتونی استوکس در ارتباط است! عکس‌های منتشر شده سبب شد تا رابطه عاطفی استوکس با دبی لاولور ۲۷ ساله قطع شود. خیانت Cheat این بازیکن فوتبال در حالی رخ داده بود که دبی دومین فرزند استوکس را باردار بود. پس از این اتفاق زندگی خصوصی استوکس با بحران جدی مواجه شد و به مدت یک ماه در مسابقات تیم بلکبرن راورز شرکت نکرد. مدیریت باشگاه در آن زمان با او همکاری کردند و او پس از مدتی به تمرینات بازگشت.

photo_2018-12-13_04-25-05

استوکس و همسرش لاولر

۱۴ ماه بعد از این اتفاق، یعنی ژوئن ۲۰۱۸ همین نشریه اعلام کرد پس از خیانتی که استوکس مرتکب شده او پس از انتقال به تیم آپولون سیمیرنی آتن از لاولور جدا شد. یک منبع آگاه در گفت و گو با سان وضعیت استوکس را شرح داده و پاسخ سوال طرفداران تراکتورسازی هم در آن وجود دارد: رابطه استوکس با لاولور بسیار عاشقانه بود. آنتونی علاقه داشت تا ماجرای اسکات را فراموش کند و این دو در کنار هم بازی تیم سابق استوکس را تماشا کردند. اکنون اولویت او، نوح است.

نوح پسر اول استوکس از همسر سابق اوست. واضح است شرایط مهاجم اسکاتلندی دور از فرزندش غیرقابل تحمل بوده و او که نتوانسته بود برای حضور پسرش در ایران شرایط ایده آلی فراهم کند، بازگشت به کشورش را مناسب دیده است.

آخرین خبر از سوی باشگاه تراکتورسازی در رابطه با پرونده استوکس نشان می‌دهد بین طرفین برگه‌ی فسخ قراردادی وجود ندارد و این بازیکن به همراه لی اروین فرصت دارند تا پیش از فرا رسیدن پنجره نقل و انتقالات زمستانی وضعیت خود را مشخص کنند.اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید