جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۱ام آذر ۱۳۹۷

جوان آ‌نلاین: دعوت به وحدت به معناي دست کشيدن از اعتقادات هر مذهب و تبديل همه آنها به يک عقيده نيست.

مسلمین با نهایت تأسف تفرق مذهبی پیدا كرده اند. معنی تفرق مذهبی این است كه هر دسته ای می گویند حقیقت اسلام همان است كه در نزد ماست.

ولی یك مطلب هست و آن اینكه اسلام وحدت مسلمین را خواسته است. اكنون باید ببینیم كه این وحدت مستلزم این است كه همه ی مسلمین از یك مذهب پیروی كنند و فرقه فرقه شدن آنها مانع وحدت آنهاست، یا آن چیزی كه مانع وحدت است بیشتر سوء تفاهماتی است كه با یكدیگر دارند؟ به عقیده ی ما دومی است، برای اینكه معبود همه یكی است، قبله ی همه یكی است، ماه رمضان و روزه ی همه یكی است، كتاب آسمانی همه یكی است، همه یك جور نماز می خوانیم، یك جور زكات می دهیم، اختلافات در فروع است و عمده این است كه دارای یك فرهنگ و تاریخ و تمدن اند. اما وقتی كه این یكی او را مشرك بخواند و دیگری آن را انجس من الكلاب الممطوره بداند، شیعه، سنی را ناصبی بداند و سنی، شیعه را مجوسی، بدیهی است كه وحدتی حاصل نمی شود.

در حال حاضر استعمار دو كار اساسی كرده است برای اینكه این احساس زنده نشود: یكی تجزیه و قطعه قطعه كردن فرهنگ و تمدن اسلامی از راه تقویت ناسیونالیسم و نژادپرستی و قومیتها، آنچنان كه می بینیم سخن از فرهنگ عرب و ایران و ترك و هند و غیره است و حال آنكه آنچه در طول هزار و سیصد سال وجود داشته یك فرهنگ بیشتر نیست و آن فرهنگ اسلامی است. دیگر استخوان لای زخمهایی است كه اغلب در مرز كشورهای اسلامی گذاشته اند از قبیل شطالعرب و جزیره ی تبت و پشتونستان و غیره. سومی هم وجود دارد وآن استخدام عامل برای تألیف و نشر كتب در ایجاد اختلاف، مثل الخطوط العریضه و كتاب سید روضاتی. (یادداشتهای استاد مطهری، جلد هفتم‏، صص ۴۱۳و۴۱۴)

قرآن کریم در عرض دستور به اطاعت الله و رسولش می­فرماید: “نزاع نکنید”[۱]؛ یعنی بلافاصله پس از امر به فرمانبرداری از مکتب و رهبر الهی، از عوامل تشتت و تفرقه، نهی می­کند؛ و حتی در زمان پیامبری گوساله پرستي بر تفرقه ترجيح داده می­شود.[۲] گاه حتی باید از زکات هم براي تأليف قلوب، هزینه کرد.[۳]

باید دانست که الطاف رحمت و امداد الهی با وحدت است[۴] و از سوی دیگر، تفرقه، نوعی عذاب است.[۵]

اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرموده است: «اگر كسي مردم را به تفرقه دعوت كرد، او را بكشيد گر چه زير عمّامه من باشد!»[۶]

یکی از مصادیق وحدت حضور و شرکت در نمازهای جماعت و جمعه در مساجد است؛ و اصلاً قبله، سمبل اتحاد است چرا که توجّه به قبله به معناي اين نيست كه خدا اين سمت است[۷] بلکه رمز وحدت است. از این­رو در گفتار و کردار ائمه علیهم السلام دعوت به آن، نمود خاصی دارد که چند نمونه بیان می­شود:

امام صادق عليه السلام مي­فرمايند: به اميرالمؤمنين عليه السلام خبر رسيد كه گروهي براي نماز در مسجد حاضر نمی­شوند. آن حضرت براي مردم سخنراني كرده و در ضمن آن فرمودند: »گروهي براي نماز خواندن  با ما در مساجد حاضر نمي­شوند، آنها حق ندارند با ما بخورند و بياشامند و مشورت كنند و با ما ازدواج نمايند و نيز حق ندارند از بيت المال مسلمين استفاده كنند مگر اين كه در نماز جماعت حاضر شوند. نزديك است اگر آن­ها از كار خود دست برندارند فرمان دهم خانه هاي آنان را با آتش بسوزانند«  آن­گاه امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمانان از خوردن و ازدواج با آنان خودداري نمودند تا اینكه آنان در نماز جماعت مسلمين حاضر شدند.[۸] اگرچه در تاريخ نمونه­اي نداريم كه پيامبر يا ديگر ائمه، خانه كسي را به اين دلايل سوزانده باشند و در اين روايات هم گفته شده نزديك است كه چنين دستوري داده شود، ولي همين مقدار تهديد از سوي خليفه الهي نشان از اهميت فوق العاده موضوع مي­دهد.

همچنین در روایتی آمده است که امام علی علیه السلام پشت سر خلفا نماز خوانده است.[۹] و نیز علي بن جعفر در كتابش از برادرش امام موسى کاظم عليه السلام نقل می­کند که فرمود: امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) پشت مروان نماز خواندند و ما نیز با ایشان (اهل سنت) نماز می­خوانیم.[۱۰]

رسول الله با آمدن به مدينه و پايه­گذاري حکومت اسلامي از نخستين کارهايي که بدان اقدام کرد، تحکيم پايه هاي وحدت و يکپارچگي جامعه اسلامي بود و بدين منظور، ميان مهاجران و انصار پيوند برادري بست و قرآن مجيد با جمله «انما المؤمنون اخوه» (حجرات، آيه ۱۰) آن را پايدار ساخت. با چنين کاري، ساختار جامعه­ي اسلامي بر اساس ايمان و اخوت محکم شد. زمينه­ي تشتت و پراکندگي، قوم گرايي و برتري طلبي قبيله اي و نژادي و ديگر عوامل تفرقه انگيز، رخت بر بست.

سيره و زندگي رسول اکرم گواهي مي دهد که در طول حيات خويش با جديت تمام بر حفظ وحدت جامعه، پاي مي فشرد و با اتخاذ برنامه هاي اصولي و فراگير، هرگز اجازه نمي داد که عامل ثبات و قدرت جامعه دچار تزلزل گردد. بطور مثال پس از مراجعت از غزوه­ي «بني المصطلق» نيروهاي اسلام، کنار چاه آبي به استراحت پرداختند. در آن ميان عمَر که از مهاجران بود، غلام خود به نام جهجاه را فرستاد تا از چاه آب بياورد. او هنگام کشيدن آب با يکي از انصار به نام سنان به نزاع پرداختند. يکي مهاجران را، و ديگري انصار را به ياري طلبيد. پس از ازدحام جمعيت، عبدالله بن ابي، رئيس منافقان، از موقعيت سوء استفاده کرد و با سخنان تحريک کننده اي به سمپاشي و تفرقه افکني ميان مهاجران و انصار پرداخت.

وقتي رسول خدا از اين جريان اطلاع پيدا کرد، فوري دستور حرکت داد و آن روز و شب و قسمتي از فردا را به راه ادامه داد، بطوري که هنگام توقف، همه ي نيروها بدون درنگ از فرط خستگي به خواب رفتند، رسول خدا به­عمد، چنين کرد تا مردم فرصت پيدا نکنند که به اين مسأله­ي وحدت شکن بپردازند. با رسيدن به مدينه، سوره منافقين نازل شد و به قضايا خاتمه داد.[۱۱]

حضرت علي عليه السلام بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام (ص) سعي و تلاش در حفظ وحدت جامعه اسلامي و تداوم آن، بي سابقه و بي نظير بوده و کسي در اين راه از او استوارتر و پيشقدم تر نبوده است. هدف اساسي امام(ع) در تعقيب اين مهم، حفظ اساس اسلام و جلوگيري از تحريف و فراموشي آن در بين امت اسلامي و دنياي شرک آلود و پرغوغاي آن روز بود: «و ليس رجل – فاعلم – أحرص علي جماعه أمه محمد صلي الله عليه و آله و ألفتها مني»[۱۲] امام (ع) با فرياد رسايش همه­ي مسلمانان را فرا مي­خواند که: بهترين مردم نسبت به من گروه متعادل و ميانه رو (بين افراط و تفريط) است شما همراه آنها و همراه بزرگترين جمعيتها (اکثريتهاي طرفدار حق) باشيد که دست خدا بالاي جمعيت است. از پراکندگي بپرهيزيد که «انسان تنها» بهره­ي شيطان است چنان که گوسفند تک­رو طعمه­ي گرگ! [۱۳]

شيعه با استدلال به آيات قرآن و احاديث صحيح و مسلمي که از پيامبر(ص) وارد شده، معتقد است که امام علي خليفه­ي بلافصل پيامبر است. و خط امامت و رهبري مسلمانان بعد از رحلت پيامبر علي­رغم فرموده آن حضرت به انحراف کشيده شده؛ ولي کنار زدن امام علي (ع) از مقام خلافت و امامت ظاهري نه تنها مايه ي شقاق و درگيري و خونريزي مسلمانان از طرف آن حضرت نگرديد، بلکه امام با وجود بحث­ها و احتجاج و انتقاد در مواقع مناسب و حساس، در عين حال براي حفظ اساس اسلام در خطبه شقشقيه مي فرمايد: «عاقبت ديدم صبر و بردباري به عقل نزديکتر است. از اين رو صبر کردم در حالي که گويي خاشاک در چشمم و استخوان راه گلويم را گرفته بود، مي ديدم که ميراثم به تاراج رفته است.»[۱۴]

در کارهاي ديني و سياسي – اجتماعي به خلفا کمک مي کرد تا وجود اسلام به مخاطره نيفتاده، به نيستي کشانده نشود.

اما با این­حال حتی پس از مرگ ابابکر -که در پايان عمرش بدون مشورت با اصحاب پيامبر، حکومت را به عمَر داده بود- امام علي عليه السلام همچنان براي حفظ وحدت، کوشش نموده، از حقش – بطور موقت – صرفنظر کرده، بيعت نمود. چنانکه از امام نقل شده که فرمود: «چون (ابوبکر) به حال احتضار درآمد، ولايت و حکومت را به عمر سپرد و ما بيعت کرديم و اطاعت نموده، خيرخواهي را نشان داديم»[۱۵] (مانند مشورت در امور جنگ و قضا).

بعد از کشته شدن خليفه­ي دوم و تعيين و انتخاب عثمان در شوراي شش نفري به وسيله ي عبدالرحمان بن عوف، امام علي همچنان در محور وحدت و اسوه حسنه بودن تجلي مي­کند و با اينکه مي داند در اين شورا به عدالت، رأي داده نشده و تباني شده، ولي باز هم براي بقاي اسلام و جلوگيري از فروپاشي جامعه اسلامي به حفظ وحدت پرداخت و به هنگام بيعت مردم با عثمان فرمود: «خوب مي دانيد که من از همه کس به خلافت شايسته ترم، به خدا سوگند تا هنگامي که اوضاع مسلمانان روبه راه باشد و درهم نريزد، و به غير از من به ديگري ستم نشود، همچنان خاموش خواهم ماند.»[۱۶]

در زمان خلافت عثمان، مردم از صفات برجسته و اخلاق کريمه امام علي (ع) بهره مي جستند. مظلومان و ستمديدگان پيش وي شکايت مي بردند و خواستار حل مشکلاتشان مي شدند. شيفتگان حق و عدالت در ديدار با آن حضرت به سرچشمه اسلام ناب مي رسيدند.

امام (ع) نيز شکايتهاي مردم را به خليفه گوشزد مي کرد و او را وادار به اجراي عدالت نموده، راهنمايي لازم را در اداره امور حکومت ارائه مي فرمود. (نهج البلاغه، فيض، ص ۵۲۵)

امام (ع) بارها از عثمان در بعضي امور حمايت کرد، به عنوان نمونه: وقتي که عثمان (به خاطر زياده روي و تبعيض در تقسيم بيت المال و ظلم) در محاصره ي مردم بود و از ترس کشته شدن جرأت بيرون آمدن از خانه اش را نداشت، نامه اي براي امام علي عليه السلام فرستاد و از وي خواست که از مدينه خارج شود – تا مبادا مردم دور امام (ع) را بگيرند و خلافت را به وي بسپارند – امام (ع) هم قبول کرد و از مدينه خارج شد، سپس با درخواست خليفه، بعد از مدتي به مدينه بازگشت، عثمان براي بار ديگر از وي درخواست خروج از مدينه را نمود، امام (ع) در جواب نامه­ي وي، به عبدالله بن عباس (حامل نامه) فرمود: «به خدا سوگند، من آنقدر از او (عثمان) دفاع کردم که ترسيدم گنهکار باشم.»[۱۷] امام (ع) با چنين موضعگيري در برابر آشوبهاي موجود جامعه­ي آن­روز، با شورش کنندگان، همدست نشد و از فرصت به دست آمده براي مصالح شخصي خويش استفاده نکرد، بلکه درصدد برآمد که اين فتنه را فرو نشاند و جامعه اسلامي، درگير اختلاف و تفرقه نشود. (سیره معصومین علیهم السلام، نمایندگی ولی­فقیه سپاه، صص ۱۳۷-۱۴۴)  تا جایی که به قول استاد شهید مطهری: علی فدای وحدت اسلامی شد. (مجموعه آثار، ج ۲۵، ص۳۰۷)

ابن ابی الحدید در جلد دوم شرح نهج البلاغه ذیل خطبه ۶۵ نقل می‌کند: یکی از فرزندان ابولهب اشعاری مبتنی بر فضیلت و ذیحق بودن علی و بر ذم مخالفانش سرود ، علی او را از سرودن این گونه اشعار که در واقع نوعی‌ تحریک و شعار بود نهی کرد و فرمود : «سلامه الدین احب الینا من غیره» برای ما سلامت اسلام و اینکه اساس اسلام باقی بماند از هر چیز دیگر محبوب­تر و با ارج­تر است . (سیری در نهج البلاغه/شهید مطهری، ص ۱۸۱)

در خطبه های زیادی علی علیه السلام می خواهد نیروی متفرق و از هم پاشیده­ی مسلمانان را از نو جمع كند و وحدت ببخشد، و چون موفق نمی­شود رنج می­برد. (یادداشتهای استاد مطهری، جلد هفتم‏، ص ۴۱۸)

ائمه معصوم(ع) نيز مردم را به شرکت در اجتماعات عامه، تشويق و ترغيب مي فرمودند. چنان که هشام کندي نقل مي کند که از امام صادق عليه السلام شنيدم فرمود: «در ميان قبايل و اجتماع آنان نماز بخوانيد (به نماز جماعت عامه حاضر شويد) و از بيمارانشان عيادت کنيد و بر جنازه­ي آنها حاضر شويد، مبادا آنها در خيري از شما پيشي گيرند که شما نسبت (به انجام خير) از آنان سزاوارتريد.»[۱۸] (سیره معصومینع ، صص ۱۴۷) إسحاق بن عمار می­گوید که امام صادق (عليه السلام) به من فرمود: ای إسحاق آیا با آنها در مسجد، نماز می­گذاری؟ گفتم: بله. فرمود: با آنها نماز بخوان چرا که نمازگذار با ایشان در صف اول، مانند شمشیر کشیده در راه خدا است.[۱۹] (وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۸۲)

معاشرت ائمه(ع) با پيروان مذاهب مختلف، نمونه خوبي در رعایت عملي وحدت، به حساب مي­آيد:

حسن بن علي وشاء کوفي” که خود از راويان موثق و برجسته شيعه است، نقل مي کند که مي گفت: «من در اين مسجد (مسجد کوفه) نهصد نفر را مشاهده کردم که هر يک مي گفت: جعفر بن محمد (ع) برايم حديث کرد.»[۲۰]

در دوران حضرت باقر و حضرت صادق عليهماالسلام به واسطه­ي آرامش مدينه و توجه مردم به علوم نوپاي اسلامي، بخصوص نهضتي که در احياي حديث و هماهنگ نمودن فقه به وجود آمده بود، حوزه هاي درس و بحث در مدينه و ديگر شهرهاي بلاد اسلامي برقرار گرديد که از آن جمله، محضر پربار درس اين دو امام بزرگوار بود. . (سیره معصومینع ، ص ۱۵۰)

يکي از نکات جالب توجه در زندگي ائمه(ع)، معاشرت و نشست و برخاست فقها و رؤساي ساير مذاهب با آن بزرگان است. اين معاشرت، حاکي از وحدت موجود بين آنان است که راهگشاي بسياري از مشکلات ديني اجتماعي جامعه­ي آن­روز بوده است. به دو نمونه از چنين هم­نشيني­هاي وحدت آفرين، اشاره مي کنيم:

۱- از مالک بن انس -فقيه مدينه- (امام مذهب مالکي از اهل سنت) نقل شده که گفت: «من بر جعفر بن محمد صادق عليه السلام وارد مي شدم و آن حضرت براي من بالش مي نهاد و نسبت به من قدرشناسي مي کرد و مي گفت: اي مالک! من تو را دوست دارم و من از اين سخن شاد مي شدم و خدا را سپاس مي گزاردم.»[۲۱]

۲- «عذافر صيرفي» گويد: «با حکم بن عتيبه که از رؤساي زيديه و از فرقه بتريه بود[۲۲] نزد امام باقر بوديم. حضرت نسبت به وي احترام مي کرد. او در همين مجلس با آن حضرت در مسأله­اي بناي مشاجره گذارد، ولي امام، بدون اينکه نسبت به وي تندي کند به فرزندش فرمود: برو کتاب علي(ع) را بياور. آن گاه مطلب را از روي کتاب علي(ع)، که او نيز به آن اعتراف داشت، به وي نشان داد.»[۲۳] (سیره معصومینع ، صص ۱۵۲و۱۵۳)

 

امام خمینی و وحدت

مجموعه گفته ها و نوشته های حضرت امام(ره) پیرامون وحدت آنچنان گسترده و پر حجم است که می تواند محتوای یک یا دو جلد کتاب وزین را در بر گیرد. وحدت از دیدگاه حضرت امام(ره) دارای ابعاد مختلف فقهی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی است و علاوه بر آن از تنوع موضوعی نیز برخوردار است. در یک طبقه بندی اجمالی موضوعات زیر را می توان در آثار و گفتار ایشان پیرامون وحدت مورد بررسی قرار داد: الف – وحدت فرق اسلامی ]موضوع این مقاله[  ب – وحدت مستضعفین جهان  ج – وحدت اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی  و – وحدت حوزه و دانشگاه  ه – وحدت دولت و ملت  ز – وحدت اجزا و عناصر دولت و حکومت اسلامی، مثل وحدت ارتشی و سپاهی، وحدت مسئولین و مدیران با کارمندان و مجریان امور

مجموعه تلاش­های حضرت امام خمینی قدس سره شریف در راه تحقق اتحاد مسلمین را در ابعاد نظری و عملی می­توان تحت عناوین زیر دنبال نمود: الف – نفی فرقه گرایی دینی  ب – فتاوی فقهی حضرت امام(ره) در جهت تحقق وحدت.   ج – پیامهای روشنگرانه او به مسلمین در دعوت به اتحاد.   د – تاسیس حکومت اسلامی  هـ – اجتناب ایشان از هرگونه رفتار یا گفتار تفرقه افکنانه در طول حیاتشان.

امام خمینی(ره) در “رساله تقیه” که در شعبان ۱۳۷۳هـ. ق نوشته اند، تقیه را در شیعه وسیله­ای برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلاف دانسته می نویسد: تقیه بر دو نوع است: تقیه اضطراری، و این بدان معنی است که هرگاه اظهار دین واقعی موجب زیان جانی، آبرویی و مالی یا ضرر به برادران و یا بیم اختلاف کلمه مسلمین گردد باید آنرا پنهان نگه داشت. تقیه مداراتی: که آنچه مطلوب است وحدت کلمه مسلمین با محبت و دوستی و مدارا با اهل سنت است بدون اینکه ترس و بیمی در کار باشد. تقیه مداراتی که نسبت به آن ترغیب شده و عبادات با آن محبوب ترین و با فضیلت ترین عبادات است اختصاص به تقیه با اهل سنت دارد. شاید از آن جهت که صلاح حال مسلمانان با وحدت کلمه و عدم تفرق و پراکندگی جماعات آنان است تا اینکه میان سایر ملل ذلیل و خوار نشوند و تحت سلطه کفار و سیطره آنان قرار نگیرند.

امام خمینی(ره) در شوال ۹۹ بر اساس تقیه مداراتی فتوای زیر را برای حجاج ایرانی صادر کردند: الف – اگر اول ماه ذیحجه نزد علمای اهل سنت ثابت شد و حکم کردند. اول ماه باید حجاج شیعه از آنها تبعیت کنند و روزی را که سایر مسلمین به عرفات می روند آنها نیز بروند و حج آنها صحیح است. ب– خارج شدن از مسجد الحرام یا مسجد مدینه به هنگام شروع نماز جماعت جایز نیست و بر شیعیان واجب است که با آنان مانند آنان وضو بگیرد و دست بسته نماز بخواند و پیشانی بر فرش بگذارد، نمازش صحیح است و اعاده ندارد. د– در مسجد الحرام و مسجد رسول الله مهر گذاشتن و سجده کردن بر آن حرام است و نماز اشکال پیدا می کند.

]از نظرایشان[ گفتن اشهد ان علی ولی الله جزو اذان و اقامه نیست و در جائیکه خلاف تقیه است گفتن آن حرام است و نباید بگوید.

اعلام روز جهانی قدس به عنوان سمبلی از اتحاد همه مسلمین برای مقابله با دشمن مشترک و دیرینه شان یعنی صهیونیزم جهانی.

برگزاری هفته وحدت در ایام ۱۲ ربیع الاول تا ۱۷ربیع الاول هر سال، که این هفته هر ساله همراه با تشکیل سمینارهای متعدد در سطوح مختلف بین المللی و داخلی است. همچنین راه پیمائی ها جشن ها مراسم گوناگون که موجبات دوستی و اخوت اسلامی بیشتر بین فرق اسلامی را فراهم می کند.

احیاء هویت سیاسی مراسم حج در جهت اتحاد مسلمین و برائت آنها از مشرکین و اعلام یکپارچگی آنها در مقابل آمریکا و اسرائیل غاصب و دیگر دشمنان آشکار و پنهان اسلام.

نماز جمعه: وحدت برای مسلمین یک حکم اعتقادی -سیاسی است.

«قرآن کریم که می فرماید که «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» ما اگر همین یک آیه را، مسلمین اگر همین یک آیه را عمل به آن بکنند تمام اشکالات اجتماعی و سباسی و اقتصادی و همه چیزشان بدون تشبث به غیر رفع می شود.»

تأسیس حکومت اسلامی

یکی از مبانی طرح وحدت از دیدگاه حضرت امام(ره) به حکومت در جامعه برمی­گردد. هم منشاء نفاق و تفرقه را در دولتمردان و حکام یک جامعه می بیند و هم راه وحدت امت اسلامی را در تشکیل حکومت میداند.

«ما برای این که وحدت امت اسلامی را تأمین کنیم، برای این که وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهای دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم راهی نداریم جز این که تشکیل حکومت بدهیم. چون بمنظور تحقق وحدت و آزادی ملتهای مسلمان بایستی حکومتهای ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم است بوجود آوریم. تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمین است، چنانکه حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه خود می­فرماید که “امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است.”» (دیدگاه­های امام خمینی(س) پیرامون وحدت کلمه و کلمه وحدت، مجله حضور تابستان و پاییز ۱۳۷۱، شماره ۵ و ۶)

 

حضرت امام در پیام خود در تاریخ ۲۳ بهمن ۵۷ یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج مسایل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند:

«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم‏ » (صحیفه امام، ج۶، ص۱۳۳)

در اسلام‏ بینِ شیعه و سنى ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنّى نباید تفرقه باشد. باید وحدتِ کلمه را حفظ کنید. ائمه‌ی اطهار ما سفارش کردند به ما که بپیوندید با هم؛ و با هم اجتماعمان را حفظ کنیم. و کسى که این اجتماع را بخواهد که به هم بزند، یا جاهل است و یا مُغرض. و نباید به این حرف‌ها گوش بکنند. برادران سنّى ما نباید به یک تبلیغاتى که از طرف دشمنان اسلام مى ‏شود ترتیب اثر بدهند. ما با آن‌ها برادر هستیم، آن‌ها با ما برادر هستند. این مملکت مال همه ماست، مال همه‌ی ما. مالِ اقلیّت‌هاى مذهبى، مال مذهبیون ما، مال برادران اهل سنت ما. همه ما با هم هستیم. (صحیفه امام، ج‏۶، ص۸۴)

در کتاب شرح چهل حدیث ایشان (ص ۳۰۹) آمده است:

«یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیاء عظام –سلام­الله علیهم– که علاوه بر آن خود مقصود مستقل است، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تامّ در تشکیل مدینه فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در مهامّ امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ارباب تعدّی است، که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینه فاضله است. و این مقصد بزرگ که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحّاد هم و الفت و اخوّت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند، و جمعیت به منزله یک شخص باشد، و افراد به منزله اعضاء و اجزاء آن باشد، و تمام کوشش ها و سعی ها، حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهمّ عظیم عقلی که صلاح جمعیت و فرد است، چرخ زند و اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعه به تواریخ، خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن، مطلب خوب روشن می شود.

امام در عینفراخوانی به وحدت، چشم خود را بر روی جنایات طواغیت زمان نبسته، و حساب آنها  را از ملت­ها جدا می­کند: «آنها آمریکا و آل سعود حادثه مکه را یک مبارزه فرقه­اى و نزاع قدرت میان شیعه و سنى ترسیم نموده؛ و ایران و رهبران آن را به عنوان کسانى که هوس رسیدن به یک امپراتورى بزرگ را در سر مى‏ پرورانند معرفى مى‏کنند تا بسیارى از کسانى که از مسیر حوادث سیاسى جهان اسلام و نقشه ‏هاى شوم جهان‌خواران بیخبرند تصوّر کنند که فریادِ برائت ما از مشرکین و مبارزه‌ی ما براى کسب آزادى ملت‌ها در مسیر کسب قدرت سیاسىِ‏ مان و گسترش قلمرو جغرافیاى حکومت اسلامى است. البته براى ما و همه‌ی اندیشمندان و محققانى که از نیّات پلید تشکیلات آل سعود باخبرند جاى تعجب نیست که به ایران و حکومتى که از بدو پیروزى تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه‌ی حوادث جهانِ اسلام، خود را شریک غم و شادى مسلمانان مى‏ داند، تهمتِ افتراق و جدایى مسلمانان را بزنند؛ و یا بالاتر از آن، زائرانى را که به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرمِ امن الهى به حجاز رفته‏ اند به لشکرکشى و تشکّل براى تصرّف کعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه‌ی پیامبر متهم نمایند!» (صحیفه ی امام، ج‏۲۱، ص۷۹)

ایشان در ۲۹ مرداد ۵۸ در پیامی به اهالی کردستان چنین می فرمایند: در جمهورى اسلامى همه برادران سنى و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوى هستند. هر کس خلاف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام و ایران است و برادران کُرد باید این تبلیغات غیر اسلامى را در نطفه خفه کنند. (همان،ج۹،ص۳۱۲)

پیام مورخه ۲۱ شهریور ۵۹ به حجاج این اختلاف افکنی را خطرناکتر از ملی گرائی (وجه استعمار ساخته آن) به حساب می آورند: «از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپاخاسته‏اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سالهاست بدان دامن‏می‏زند. و در ایران نیز دستجات محدودی دانسته یا ندانسته از آن ترویج و تأیید می‏کنند. و در سایر نقاط از ترک و کُرد و دیگر طوایف هم همان راه را پیش گرفته‏اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده‏اند و حتی به دشمنی کشیده‏اند؛ غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسئله‏ای است که در آن حرفی نیست؛ و ملی گرایی در مقابل ملتهای مسلمان دیگر، مسئله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم بر خلاف آن است؛ و آن ملی گرایی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مؤمنین منجر می‏شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله‏های اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج می‏برند.

از ملی گرایی خطرناکتر و غم‏انگیزتر، ایجاد خلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان است، و القای تبلیغات فتنه‏انگیز و دشمنی‏ساز بین برادران اسلامی و ایمانی است.» همان/۱۳/۲۰۹

امام خامنه­ای و وحدت:

اختلاف بین طرفداران دو عقیده بر اثر تعصبات، یک امری است که هست و طبیعی است، و مخصوص شیعه و سنی هم نیست. بین فِرَق شیعه، خودشان؛ بین فِرَق سنی، خودشان؛ در طول زمان از این اختلافات وجود داشته است.

تاریخ را نگاه کنید، می بینید هم بین فرق فقهی و اصولی اهل تسنن – مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعیه و اینها – هم بین فرق مختلف شیعه، بین خودشان، اختلافاتی وجود داشته است. این اختلافات وقتی به سطوح پایین – مردم عامی – می رسد، به جاهای تند و خطرناکی هم می رسد؛ دست به گریبان می شوند. علما می نشینند با هم حرف می زنند و بحث می کنند؛ لیکن وقتی نوبت به کسانی رسید که سلاح علمی ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادی استفاده می کنند که این خطرناک است.

در دنیا این همیشه بوده؛ همیشه هم مؤمنین و خیرخواهان سعی می کردند که مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان این بوده است که نگذارند سطوح غیرعلمی کارشان به درگیری برسد؛ لیکن از یک دوره ای به این طرف، یک عامل دیگری هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود.

نمی خواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنی همیشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخیل بوده؛ بعضی از جهالت ها، بعضی از تعصب ها، بعضی از احساسات، بعضی از کج فهمی ها دخالت داشته؛ لیکن وقتی استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد. (۲۵/۱۰/۱۳۸۵)

امریکا برای ماندن در عراق بهانه لازم دارد و این بهانه، ناامنی است. آنها برای این که دولت عراق نتواند به خدمات لازم بپردازد، این اوضاع ناامن را در کشور به وجود می آورند، تا بهانه داشته باشند که بمانند. اختلافات را آنها به وجود می آورند: دل سُنی را نسبت به شیعه، دل شیعه را نسبت به سُنی آن چنان چرکین می کنند که نتوانند با این همه مشترکات، کنار هم قرار بگیرند. این، کار دشمن است. چرا ما این حقیقت را نمی فهمیم؟ سالهای متمادی است – از زمان مرحوم آیت اللَّه بروجردی (رضوان اللَّه تعالی علیه) و بعضی از بزرگانِ علمای اهل سُنت در مصر – که این فکر پیدا شده که بیایید اختلافات را کنار بگذارید؛ سنی، سنی بماند؛ شیعه، شیعه بماند؛ عقاید خودتان را داشته باشید؛ اما با هم، دست در دست هم بگذارید.

قرآن از زبان پیامبر اکرم (ص) به مسیحیان آن زمان می گوید: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ اللَّه و لا نشرک به شیئا». آن وقت فرقه های مسلمان، با خدای واحد، پیغمبر واحد، قرآن واحد، قبله ی واحد، عبادت واحد، این همه مشترکات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسیله قرار بدهند برای دشمنی! این، خیانت نیست؟ این، غرض ورزیِ غرض ورزان و غفلتِ غافلان نیست؟ هر کسی که در این زمینه تقصیری بکند، پیش خدای متعال مؤاخَذ است؛ چه شیعه باشد، چه سُنی. (۱۷/۰۵/۱۳۸۵)

آیت الله خامنه ای در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره ˈاهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام (ص) ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند:ˈ اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد(ص) – می شود.ˈ

**اهانت به مقدسات، خط قرمز نظام اسلامی

ˈ… تاکید می کنم که خط قرمز از نظر نظام اسلامی و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر آن کسانی که نادانسته، از روی غفلت، گاهی از روی تعصب های کور و بی جا، چه سنی و چه شیعه به مقدسات یکدیگر توهین می کنند، نمی فهمند چه می کنند. بهترین وسیله برای دشمن همین ها هستند، بهترین ابزار در دست دشمن همین ها هستند، این خط قرمز است. سنی و شیعه هر کدام مراسم مذهبی خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظایف دینی خودشان را انجام می دهند و باید بدهند.

اما خط قرمز این است که نباید مطلقا بین اینها به خاطر اهانت به مقدسات چه آنچه که از سوی بعضی از افراد شیعه از روی غفلت صادر می شود، چه آنچه که از روی غفلت از بعضی از افراد سنی مثل سلفی‏ها و امثال اینها صادر می شود که یکدیگر را نفی می کنند چیزی بیان شود. این همان چیزی است که دشمن می خواهد. اینجا هم باید هوشیاری باشدˈ.

**سوءاستفاده دشمن از اختلافات شیعه و سنی

اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند، سنی هم سنی بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفته ایم که منظورمان از وحدت این که شما شیعه بشوید. ما چنین چیزی نگفته ایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمی گوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما می گوییم شیعه و سنی باید همیشه سر عقل باشند، همچنانکه بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی، در کشور ما مشاهده شد. نگذارند دشمن از اختلافات اینها سوءاستفاده کند. برگزاری هفته وحدت، برای این استˈ.

**نیاز به تقریب در دنیای اسلام

“امروز دنیای اسلام نیازمند این تقریب است. در این تقریب همان طور کـه مکرر گفته شده، غـرض این است که فرقه های اسلامی، در مقام فکر و اعتقاد به یکدیگر نزدیک بشوند. ای بسا برخی از تصورات فِرق نسبت به یکدیگر، با مباحثه و مذاکره، به استنتاج خوبی منتهی بشود. شاید بعضی از سوءتفاهم ها برطرف و بعضی از عقاید تعدیل و بعضی از افکار به طور واقعی به هم نزدیک بشود. البته اگر این بشود، بسیار بهتر از هر شکل دیگر است. حداقل این است که بر روی مشترکات تاکید بشود. این گفت و گوها و مذاکرات، کمترین فایده اش این خواهد بود. بنابراین، باید از طرح مسایل تفرقه انگیز خودداری بشود.”

…یک میلیارد انسان در دنیا هستند که درباره ی خدا و پیامبر و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیاری از احکام دینی، با هم یک عقیده دارند، یک یاچند مورد اختلاف هم دارند. اینها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند، با هم بجنگند، تا آن کسی که با اصل خدا و پیامبر (ص) و دین و همه چیز مخالف است، کار خودش را انجام بدهد. آیا این عاقلانه است؟ ما گفتیم یک عده از علما و متفکران دور هم بنشینند و در سطح علمی و فرهنگی، برای تقریب و نزدیک کردن ، ˈمؤسسه التقریب بین المذاهب الاسلامیّهˈ را به وجود آورند. چهار مذهب فقهی در اهل سنت هست، مذهب امامیه هست، مذهب زیدیه هست، مذاهب دیگر اسلامی هستند. اینهـا بنشینند ببینند، در مسایل علمی و دینی، چقـدر می توانند با یکدیگر همکاری و کار کنند. ما این مرکز را تشکیل دادیم. ان شاءالله برادرانی که مسوول این کار هستند و معین شده اند، آن را با قوت دنبال می کنند. این کار، کاری است که خدای متعال از آن راضی است و سرنوشت اسلام به این طور کارهاست.

**توجه به وحدت در جهان اسلام

ˈ… یک عده قلم به مزد و مزدور و عالم بی دین و ریزه خوار سفره ی سلاطین و مشکل داران بی دین عالم را که از هر کسی خطرناکترند، اجیر کرده اند، تا در برابر ندای وحدت انقلاب اسلامی، فریاد اختلاف و تفرقه سر دهند. واقعا عالمی که وجدان بیدار و تقوا نداشته باشد، اضرّ از هر دشمنی بر جامعه ی اسلامی است. روایت است که چنین عالمی بر مسلمانان، اضرّ از گرگ بر گله گوسفندان است. شما ببینید، یک گرگ در یک گله­ی گوسفند، چه کار می کند؟ این ضررش از آن بیشتر است. در طول این هشت سـال جنگ، بلکه در طول ده، یازده سـال انقلاب، دیدیم که این طور علما چه کردند، امـا به برکت نام و پرچم اسلام و نام پیامبر اکرم و به برکت هفته ی وحدت، انقلاب بر توطئه های آنان فایق آمده استˈ.

** برافراشتن پرچم اهل بیت (ع) نقطه ی اشتراک مسلمانان در دنیای اسلام

ˈ… مهم این است که دنیای اسلام می تواند به محور دو نقطه ی مربوط به اهل بیت (علیهم السلام)، اتفاق و اتحاد داشته باشد: یکی محبت است که یک امر عاطفی و عقیدتی است و مسلمین به محبت اهل بیت (علیهم السلام) امر شده اند و همه آن را قبول کرده اند. این نقطه می تواند نقطه ی تمرکز عواطف و احساسات همه ی مسلمین باشد. نقطه ی دوم، آموزش دین و تعلم معارف و احکام الهی به مثابه ی عدل قرآن و به موجب حدیث ثقلین است، که باز این حدیث را شیعه و سنی و فرق مختلف اسلامی روایت کرده اند. این چیز مهمی است که برافراشتن پرچم اهل بیت (علیهم السلام) در دنیای اسلام، حقیقتا می تواند دنیای اسلام و مسلمین را از این دو نقطه نظر گردهم مجتمع کند. امروز این فرصت عظیم در اختیار همه ی مسلمین استˈ.

**وحدت کلمه، ضامن همه ی امور

ˈ… می دانید که در یک حرکت دسته جمعی، وحدت کلمه، ضامن همه ی امور است. بدون وحدت کلمه، حرکت دسته جمعی امکان ندارد؛ ولو آن حرکت، متوقف به پنج یا ده نفر آدم باشد. اگر همان ده نفر، با یکدیگر هم سخن و هم کلام نباشند و همکاری نکنند، امکان ندارد که آن کار پیش برود نظام جمهوری اسلامی، یک حرکت عظیم الهی است. ابعاد این حـرکت، به ابعاد مرزهای این کشور محصور نیست. این حرکت، حتی به حصارهای زمان کنونی هم محدود نمی شود، یک حرکت عظیم تاریخی است. باید طوری باشد که نسل های دیگر و ملت های مسلمان معاصر ما، از این حرکت درس بگیرند، نیرو به دست آورند و راهشان را پیدا کنندˈ.

**حاکمیت اسلام و هضم اختلاف ها

ˈ… یکی از اصول اسلام، وحدت مسلمین و اخوت اسلامی است. «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ الله» (سوره آل عمران)، نقاط مشترک را هم باید چسبید. در افغانستان، اتفاقاً اختلافات مذهبی و فرقه ای و قومی هم هست. اقوام افغانستان، در طول این تاریخ دویست و پنجاه ساله ای که ما می دانیم، غالبا با هم درگیری داشته اند. از لحاظ قومی هم، شیعه و سنی با یکدیگر اختلافات داشته اند. باید همه ی اینها را در هم هضم کنیم و فقط اسلام را در همه ی این گروه ها و دسته جات مختلف حاکم نماییم. در راسش هم شما آقایان اعم از شیعه و سنی که هر کدام بحمدالله جمعیتی را دنبال سر خودتان دارید، باید در جهت ایجاد حکومت اسلامی و حاکمیت اسلام در افغانستان تلاش کنید و به کمتر از این هم بایستی قانع و راضی نشویدˈ.

**وظیفه نخبگان، آگاهی بخشی

مساله ی وحدت را همه باید جدی بگیرند؛ در درجه ی اول، نخبگان؛ نخبگان سیاسی، نخبگان دینی، نخبگان دانشگاهی، نخبگان حوزه های علمیه؛ در همه جا در کشور ما همه مساله ی وحدت را جدی بگیرند. ایجاد اختلاف مذهبی بین گروههای مختلف مسلمان، خطر بزرگی است. اگر دشمنان بتوانند آتش اختلافات فرقه ای را در یک جائی برافروزند، فرونشاندن آن جزو دشوارترین کارهاست. باید جلوی این کار را گرفت؛ این هم نمی شود، جز با ابتکار عمل و مجاهدت و اخلاص نخبگان در هر کشوری؛ علما، دانشگاهیان، سیاستمداران، کسانی که دارای نفوذ و تأثیرند؛ برای مردم تشریح کنند نقشه ی دشمن را و نگاه امیدوارانه ی دشمن را به ایجاد اختلاف بین مردم، بین کشورهای اسلامی، بین جناح های اسلامی، بین سنی و شیعه، بین گرایش های مختلف در مذاهب مختلف اسلامی؛ مردم را آگاه کنندˈ.

 

در نتیجه می­توان گفت که امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان نیز مانند “طراحان فکر عالی اتحاد اسلامی که در عصر ما مرحوم‌ آیت­الله العظمی بروجردی قدس­الله­سره در شیعه و علامه شیخ عبدالمجید سلیم و علامه شیخ محمود شلتوت در اهل تسنن در رأس آن قرار داشتند… آنچه در نظر داشتند این بود که‌ فرقه‌های اسلامی در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره باهم دارند به‌ واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست می‌توانند در مقابل دشمنان‌ خطرناک اسلام دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند . این بزرگان‌ هرگز در صدد طرح وحدت مذهبی تحت عنوان وحدت اسلامی که هیچگاه عملی‌ نیست نبودند. در اصطلاحات معمولی عرف ، فرق است میان حزب واحد و جبهه واحد . وحدت حزبی ایجاب می‌کند که افراد از نظر فکر و ایدئولوژی و راه و روش و بالاخره همه خصوصیات فکری به استثناء مسائل شخصی یک رنگ و یک جهت باشند . اما معنی وحدت جبهه اینست که احزاب و دسته جات‌ مختلف در عین اختلاف در مسلک و ایدئولوژی و راه و روش، به واسطه‌ مشترکاتی که میان آنها هست در مقابل دشمن مشترک در یک صف جبهه­بندی‌ کنند. و بدیهی است که صف واحد در برابر دشمن تشکیل دادن با اصرار در دفاع از مسلک خود و انتقاد از مسلکهای برادر و دعوت سایر برادران هم‌ جبهه به مسلک خود به هیچ وجه منافات ندارد.” (امامت و رهبری، شهید مطهری، صص ۱۸و۱۹)

 

 

[۱] أَطيعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۴۶): و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سست شويد و مهابت شما از بين برود، و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است. (ترجمه فولادوند)

[۲] إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني إِسْرائيل و َلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي (طه/۹۴):  من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی. (ترجمه انصاریان)

[۳] إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُولَّفَةِ قُلُوبُهُم وَ فِي الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ (توبه/۶۰): صدقات براى فقيران است و مسكينان و كارگزاران جمع‌آورى آن. و نيز براى به دست آوردن دل مخالفان و آزاد كردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نيازمند و آن فريضه‌اى است از جانب خدا. (ترجمه آیتی)

[۴] إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات/۱۰): به حقیقت مؤمنان همه برادر یکدیگرند پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خداترس و پرهیزکار باشید، باشد که مورد لطف و رحمت الهی گردید. (ترجمه الهی قمشه­ای)

فَإِنَّ يَدَ اللَّهِ [عَلَى] مَعَ الْجَمَاعَةِ (نهج البلاغه/ خطبه ۱۲۷)

[۵] قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ (انعام/۶۵): بگو او تواناست که بر شما عذابی از آسمان یا زمین فرستد یا شما را به اختلاف کلمه و پراکندگی درافکند و بعضی را به عذاب بعضی گرفتار کند. (ترجمه انصاریان)

[۶] وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ. أَلَا مَنْ دَعَا إِلَى هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ كَانَ تَحْتَ عِمَامَتِي هَذِهِ! (نهج البلاغه/ خطبه ۱۲۷)

[۷] وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ (بقره/۱۱۵): و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روى [به‌] خداست. (ترجمه فولادوند)

[۸] عن أبي عبد الله عليه‌السلام أنّ أمير المؤمنين عليه‌السلام بلغه أنّ قوماً‌ً لا يحضرون الصلاة في المسجد ، فخطب فقال : إنّ قوماً‌ً لا يحضرون الصلاة معنا في مساجدنا فلا يؤاكلونا و لا يشاربونا و لا يشاورونا و لا يناكحونا ولا يأخذوا من فيئنا شيئاً، أو يحضروا معنا صلاتنا جماعة، و إنّي لأوشك أن آمر لهم بنار تشعل في دورهم فأحرقها عليهم أو ينتهون ، قال : فامتنع المسلمون عن مؤاكلتهم ومشاربتهم ومناكحتهم حتى حضروا الجماعة مع المسلمين. (وسائل الشيعة/ شيخ حر عاملي؛ جلد:  ۵ صفحه: ۱۹۶   ط آل البیت)

[۹] و صلى علي عليه السلام وراءهم. (همان؛ ص:  ۳۸۳ – ط الإسلامية)

[۱۰] صلى حسن وحسين خلف مروان و نحن نصلي معهم. (همان)

[۱۱] الميزان، ج ۱۹، ص ۲۸۳- ۲۸۵

[۱۲] و بدان­که هيچ­کس نيست که نسبت به انتظام امر امت محمد و الفت و دوستي بين ايشان از من حريص­تر باشد. (نهج البلاغه، فيض، ص ۱۰۸۲)

[۱۳] نهج البلاغه، فيض، ص ۳۹۲

[۱۴] فرأيت أن الصبر علي هاتا أحجي، فصبرت و في العين قذي، و في الحلق شجی، أري تراثي نهبا(نهج البلاغه، فيض، ص ۴۶)

[۱۵] … فلما احتضر بعث الي عمر فولاه فسمعنا و أطعنا و ناصحنا (الغارات، ج ۱، ص ۳۰۷)

[۱۶] لقد علمتم أني أحق بها من غيري، و والله لأسلمن ما سلمت أمور المسلمين، و لم يکن فيها جور الا علي خاصه (نهج البلاغه، فيض، ص ۱۷۱)

[۱۷] و الله لقد دفعت عنه حتي خشيت أن أکون اثما. (نهج البلاغه، فيض، ص ۸۱۹)

[۱۸] صلوا في عشائرهم و عودوا مرضاهم و أشهدوا جنائزهم و لا يسبقونکم الي شيء من الخير فأنتم أؤلي به منهم (اصول کافي، ج ۳، ص ۳۱۱)

[۱۹] صل معهم فان المصلي معهم في الصف الأول كالشاهر سيفه في سبيل الله.

[۲۰] رجال النجاشي، ص ۲۹، مکتبه الداوري

[۲۱] الانوار البهيه في تواريخ الحجج الالهيه، شيخ عباس قمي، ص ۷۵، مشهد

[۲۲] تنقيح المقال، ج ۱، ص ۳۵۸

[۲۳]  علم الحديث، ص ۶۷