جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۷ام آبان ۱۳۹۷


بعد از والفجر مقدماتی وقتی همسرم به مرخصی آمد، دیدم یک عالمه لباس خونی آورده است. از او پرسیدم: «لباس‌هایت چرا اینقدر خونی است؟» گفت: «جایی بودیم که آب نبود و فقط از هلیکوپتر قمقمه می‌انداختند که از تشنگی تلف نشویم. در اثر حمل مجروحان و انتقال آن‌ها تمام لباس‌هایم خونی شده است.»