جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۹ام آذر ۱۳۹۷

مهدیه هراسان خود را به پلیس رساند و گفت:من خیلی بدبختم وقتی یک پسر من را فریب داد و بی آبرویم کرد فهمیدم او متاهل است زنش با من دعوا کرد و از ترس به مردی پناه بردم که شنیده بودم مورد اعتماد همه است او قول داد کمکم کند تا اینکه گفت برای حفظ آبرویم حاضر است با من ازدواج کند خانواده ام مخالف بودند اما من برای ترس از بی آبرویی اصرار کردم با او ازدواج کنم.

وی افزود:به همین راحتی با مردی که دخترش یکسال از من کوچکتر بود ازدواج کردم و از همان روز اول منصور با بدبینی ناشی از سرنوشت گذشته ام من را در خانه زندانی کرد هر وقت اعتراض می کردم او من را به زیر زمین می انداخت  و دخترش نگهبانی می داد تا اینکه امشب فرار کردم.

مهدیه گفت:بارها منصور من را بخاطر همان بی آبروی قبل از ازدواج عین قاضی ها محاکمه کرد و حکم شلاق داد بعد دخترش به من شلاق می زد بدنم کبود و زخم می شد و حالا هم می توانید نزد دکتر بفرستید ببینید آخرین بار ۳ روز پیش محاکمه شدم و شلاق خوردم.

با درخواست مهدیه پلیس با برادر این زن تماس گرفت و وقتی برادر نزدشان رسید با دیدن خواهرش به گریه افتاد و گفت ماه هاست آدرس خانه دامادشان را ندارد.

با دستور قضایی این مرد بدبین و دختر خشن او دستگیر شدند و با اقرار به اقداماتشان با سپردن وثیقه تا زمان صدور حکم آزاد هستند.

اخبار ۲۴ ساعت گذشته جوانان ایرانی را از دست ندهید