جوانان ایرانی

  • تاریخ : ۱۶ام شهریور ۱۳۹۷

زندگی موفق ؛ بگذارید با یک داستان آغاز کنیم زمانی که یک دختر بچه شیطون وارد خانواده ما شد فقط یک بچه کوچک بود، خیلی کنجکاو بود و اراده قوی داشت. با یک دنیای بزرگ برای کشف روبرویش بود،از بهم ریختن ملافه توی کمد گرفته تا دست زدن به لوازم آرایش  مادرش.این بچه به طور حتم یک بمب انرژی بود که او با کله توی هر چیزی که تصمیم گرفته بود افتاد.

به جای پرسیدن از این بچه کوچک برای اینکه چرا او این کارها را انجام میدهد، والدینش احساس میکردند که نظم و انضباط او را درست میکند.به همین دلیل بود که با لحنی جدی ، به جای آن که به دنبال درک این بچه باشند، او را محکوم میکردند؛

به اون دست نزن!

از آنجا بیرون بیا!

این کارو نکن!

تو باید از خودت خجالت بکشی،کارت اشتباهه!

خیلی جالب بود برام این دختر بچه کوچک با اینکه هنوز به سنی نرسیده بود که درک کند لمل برای دوری از سرزنش شدن توسط پدر و مادرش،به سرعت یاد گرفت چگونه کارهایی را که والدینش از او میخواستند انجام دهد، به جای آن کارهای که او خودش میخواست.

وقتی بزرگتر شد،این روش زندگی کردن برای راضی کردن دیگران به خرج خودش نرم شد و لذت ساده ای که باعث شد ذهن خود را در مورد کاری که دوست داشت انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد، فراموش کرد.

آیا این داستان برای شما آشنا به نظر میرسد؟

بهتان میتوانم قول دهم که حداقل برای ۷۰ درصد از ماها هم این اتفاق توسط خانواده هایمان افتاده است،بجای اینکه کودک خود را درک کنند سعی میکنند با متد خودشان کودکشان را تربیت کنند.اما این یک مشکل جدی است،همه آدمها مثل هم نیستند.

یکی کارآفرین می شود و یکی کارمند،یکی از دنیای ماجراجو خوشش می آید و یکی از محیط آرام،یکی با درآمد زیاد حال میکند و یکی به حقوق کارمندی و آب باریکه رضایت میدهد.میبینید هیچ آدمی مثل دیگری نیست.پس بچه ها هم نمیتوانند عین هم باشند.

حالا یک سوال از شما بپرسم و آن هم اینکه آیا شما میتوانید با نحوه زندگی این دختر بچه شیطون برای زندگی خود زندگی کنید یا اینکه واقعا شما دوست دارید چه کسی باشد و یا به چه جایگاهی برسید؟ برنامه ریزی اولیه کودکی این دختر بچه او را در راه کشف آن چیزی بود که واقعا در زندگی میخواست.

ما تحت تاثیر عوامل قرار میگیریم!

اما پدر و مادر این بچه استعداد و کنجکاوی کودکشان را نابود میکنند و به او صدمه میزنند،میخواهم مثال دیگری برایتان از زمان مدرسه بزنم.یادتان می آید در انشای علم بهتر است یا ثروت،همیشه مجبور بودیم بنویسیم علم چراکه مورد سرزنش قرار میگیرفتیم.

اما همین نظام آموزشی ما به ما یاد میدهد که شما باید دکتر و مهندس بشوید تا بتوانید پولدار شوید،پس خود نظام آموزشی به ما نشان میدهد که ثروت بهتر است.من مخالف علم نیستم حتی از بیل گیتس پرسیدن اگر کل ثروتت را بدهی چند سال طول میکشد تا دوباره بدست آوری جواب داد سه سال.پس علم خوب است ولی علمی که به رشد و موفقیت شما میتواند کمک کند نه هر علمی.

هدف از زندگی کردن

تصمیم بگیرید که چه میخواهید؟

تنها شما باید بدانید که در حال حاضر کجا هستید،اما باید بدانید به کجا میخواهید برسید. شما باید بتوانید تشخیص دهید که آن مکان و جایگاه شما از موفقیت، یعنی جایی که میخواهید در زندگی باشید را احساس کنید،به نظر شبیه مزه کردن غذا میرسد. شما باید مقصد خود را مشخص کنید تا مطمئن شوید زمانی که رسیدید،آن را از قبل درک کرده اید .

توضیح این که دقیقا چه چیزی در زندگی میخواهید کار آسانی نیست.از آنجا که این راهنما شما را به یک حس ماجراجویانه نسبت به خود راهنمایی میکند،اصول موفقیت پیشنهادی فوق العاده ارائه میدهد تا به شما در مسیر موفقیت کمک کند.در اینجا نمونه ای از راه هایی برای کمک به شما در تصمیم گیری درباره آنچه از زندگی خود میخواهید آورده شده است.

هدف خودتان را درست مشخص کنید،حتی اگر کوچک است.

مهم نیست که تصمیم گیری چقدر کوچک است، برای شروع مجدد حق خود برای تصمیم گیری در مورد آنچه که میخواهید، یک اولویت داشته باشید. هدف شما هم به همان اندازه مهم است.

ببینید یک مثال بزنم تا واضح درک کنید،من میخواهم ثروتمند شوم یا من میخواهم به دور دنیا سفر کنم یا من میخواهم ازدواج کنم و هزاران مثال دیگر که میتوانیم بزنیم.بهتان قول میدهم با این هدف گذاری به هیچ جایی نمیرسید.

هدف باید ملموس باشد و بتواند ذهن نیمه هوشیار شما را هوشیار کند.پس اینکه بگویید میخواهم ثروتمند شوم واقعا ثروتمند نمی شوید،ناپلون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید این را در ۶ مرحله توضیح میدهد که دقیقا چقدرمیخواهید و زمان آن را مشخص کنید.

برای سفر هم همین است مثلا من میخواهم سال ۱۴۰۲ به دور دنیا سفر کنم یا میخواهم سال ۱۳۹۸ با فلان کس که دوستش دارم در فلان جا ازدواج کنم.هدف یعنی قابل لمس بودن و درک شدن.

استفاده از اصول ۳۰ – ۳۰ – ۳۰

اگر زمان سختی را سپری میکنید تنها چیزی که از زندگی خود میخواهید را محاسبه کنید،بر روی یک تکه کاغذ، لیستی از ۳۰ کاری که میخواهید انجام دهید، ۳۰ مورد از چیزهایی که میخواهید داشته باشید و ۳۰ مورد دیگر که میخواهید قبل از مرگ به آن ها برسیدرا یادداشت کنید.

گاهی اوقات زمانی که فشار برای پیدا کردن یک چیز برداشته می شود، دریچه سد باز می شود و شما متوجه می شوید که بسیاری از چیزهایی وجود دارند که شما میخواهید با آنها برای ساخت زندگی موفق خود استفاده کنید.

نام من را فهرست کنید.

برای ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زمان بگذارید و از یک نفر دوست صمیمی بخواهید تا این سوال را از شما بارها و بارها بپرسد که از زندگی چه میخواهی و به کجا میخواهی برسی؟

حال شما باید در جواب این دوست از کلمه قدرتمند “من میخواهم” استفاده کنید.بطور مثال من میخواهم یک خانه زیبا در بهترین نقطه شهر تهران در فلان منطقه و تا فلان سال بخرم.به این سوالی که دوستتان میپرسد بارها و بارها این جواب بدهید تا ضمیر نیمه هوشیار شما بیدار شود و این هدف را در مغز و ذهن شما بولد کند.

نگران نباشید، هر ایده ای که دارید میتواند برایتان پولساز باشد.

خیلی ها میپرسند ایده من مسخره است و کسی نمیخرد و یا برای کسی مهم نیست،دوستان عزیز من کره زمین ۷ میلیارد آدم دارد و بالاخره یکسری افراد با ویژگی های شما وجود دارند که علاقمند محصول و خدمات شما باشند.

این قدرت شماست که ایده ای پیدا کنید که عاشق آن باشید و اگر عاشق کاری باشید میتوانید ۱۰۰ درصد با اشتیاق در آن موفق شوید و یا میتوانید از موقعیت های حال حاضر استفاده کنید به یاد بیاورید زمانی که تب طلا در آمریکا مشاهده شد یک نفر با فروش بیل میلیونر شد ولی از طلا خبری نبود.باهوش باشید و فرصت های زندگیتان را یکی پس از دیگری هدر ندهید.

لیستی از ۲۰ کاری که واقعا دوست دارید انجام دهید تهیه کنید.سپس تلاش کنید و راه هایی را تصور کنید که میتوانید در انجام این کارها موفق باشید را یادداشت کنید. برای مثال، اگر شما کتاب دوست دارید، میتوانید نویسنده،کتابدار، منشی در یک کتابفروشی، یک معلم، یک ناشر و غیره باشید. نگران نباشید میتوانید این کار را انجام دهید.شما فقط باید باور کنید، اعتماد کنید و عمل کنید.

رویای بزرگ داشته باشید.

وقتی تصمیم میگیرید که چه چیزی را از زندگی خود میخواهید، هیچ دلیلی برای فکر کردن وجود ندارد.ریسک کنید و رویایی بزرگ داشته باشید،به این فکر کنید که به عنوان یک آدم موفق زندگی کنید. این فرصت شما برای نوشتن فیلمنامه زندگی خودتان است،شما یک ستاره هستید، نه یک بازیگر.

شهامت آن را داشته باشید که نقش یک فردی را داشته باشید و تصور کنید این نامی است که در دنیا برای همه قابل مشاهده است. رویای بزرگ به خاطر اینکه چیزهای شگفت انگیزی میتوانند و هر روز برای مردم درست مثل شما اتفاق بیفتند!

یادتان باشد روزی بیل گیتس رویای را در ذهنش پرورش داد که میگفت باید در هر خانه ای یک کامپیوتر برود و این امروزه میبینیم که در هر خانه ای کامپیوتر وجود دارد و سیستم عامل آن هم برای ویندوز مایکروسافت است.

چشم انداز خود را با دیگران در میان بگذارید.

زمانی که دیدگاه خود از موفقیت را با دیگران، خانواده و دوستان نزدیک خود به اشتراک میگذارید، پشتیبانی از عزیزان خود را به دست خواهید آورد. علاوه بر این ، هر بار که شما اهداف خود را در نظر میگیرید، به خودتان و جهان نشان میدهید که در زندگی چه چیزی را میخواهید، جایی که میخواهید بروید و این که شما لایق موفقیت هایی هستید که هنگام رسیدن به آنجا پیدا خواهید کرد.

تاخیر نکنید. تصمیم بگیرید که چه چیزی میخواهید و شروع به تغییر شکل زندگی خود از امروز کنید،فردا دیر است از همین امروز شروع کن!